Weekly Report From Sat. October. 10th. .. 2015

تنـــــه   نـــــزن           טאנה  נאזאן     Tanehnazan












Editor David Fakheri
سردبیر داوید فاخری
עורך דוד פאחרי


    For the important News of the world
    ( in English, Farsi and Hebrew )
    Please visit us every day
    at Facebook under the
    editor's name
    ( David Fakheri داوید فاخری )






    חברים יקרים


    בשל בעיות טכניות וחוסר


    צוות נאות, האתר יהיה

    סגור עד להודעה חדשה



    دوستان عزیز


    به علت نقص فنی و همچنین


    کمبود کادر لازم،


    سایت تا ا اطلاع ثانوی


    تعطیل خواهد بود



    Dear Friends


    Due to technical problems


    and lack of adequate


    staff, The SITE will be


    closed until further notice









    Saturday, February 23, 2008

    ۱ ـ انقلاب ، نوه های بنیانگزارانش را هم میخورد ! ۲ ـ شاهزاده های ایرانی و فحشا !. ۳ ـ حراج مواد مخدر در اوین !. ۴ ـ تشویق هنرمند بسبک ایرانی !.

    نگاه هفته :
    نوبت خميني شد
    مهرداد شيباني
    m.shaibani@roozonline.com

    برگرفته از : روز ان لاین


    تهیه و تنظیم : داوید.
    ۲۱ فـــــــوریه ۲۰۰۸



    انقلاب، تنها از سوي يکي از اعضاي
    سابق شوراي انقلاب ، آِيت اله خامنه ای
    .! مورد تاييد است
    ( عکس ) احمدینژاد در حال بوسیدن دست ایت الله خامنه ئي.!


    نوبت خميني شد

    احمدي نژاد براي جمعيتي که جمع کرده بودند و يک سوم ميدان آزادي را هم به زحمت پر مي کرد، رجز مي ‏خواند.محمدهاشمي گفت: "مردم در خيابان به او فحش هاي رکيکي مي دادند." برادرش اکبر هاشمی زار زار گريه ‏مي کرد. محمدخاتمي کنارش اشک ميریخت همه در خانه آيت اله خميني که روزگاري مرکز فرماندهي. انقلاب بود، ‏جمع بودند. مغضوبان، طردشدگان، به سکوت راندگاني که در زمان حيات صاحبخانه، گردانندگان کشور بودند، انتظار ‏مي کشيدند تا سيد حسن خميني بيايد و مانند بقيه پشت سر آيت اله صانعي بايستد، تا بر مرده رئيس دفتر هميشگي "رهبر ‏انقلاب وبنيانگزارجمهوري اسلامي" نماز بخوانند.‏

    شیخ که بگفته آيت اله طاهري "در اين روزها يکپارچه اندوه و اشک و حسرت بود" در غم بر باد رفتن" انقلاب" ‏وميراث امام" سکته کرده بود. اندوه او از "نامردماني" بود که " با حيله و نفاق بر . سر شاخه هاي چشمه انقلاب نشستند ‏و ابتدا رياکارانه و اکنون از سر قدرت و زر و زور و تزوير، با شمشير آخته از پرده بيرون آمده و بيرحمانه مشغول قلع ‏و قمع اماميت و جمهوريت از نظام اسلامي هستند."‏

    شيخ در آخرين روزها سه بارخواب آِيت اله خميني را ديده بود که مي گفت: "حسن، دارند مرا از خانه ام بيرون مي ‏کنند، چراکسي کاري نمي کند."‏

    سر انجام سيدحسن خميني به خانه پدر بزرگش رسيد. محمد علي ابطحي نوشت: "وقتي حسن آقا آمد و فرزندان توسلي را ‏در بغل گرفت، قيامتي شد."‏

    و ايران وارد آخرين هفته بهمن ماه و نخستين روزهاي اسفند ماه ‏سال ۱۳۸۶ پيش مي شدو پا به دهه چهلم انقلاب مي گذاشت. قيامتي شکل گرفت و در اينطور روزهائي بود که قدم به قدم خرمن هستي ملي را به آتش کشيد تا سرانجام به ‏بلنديهاي تهران راه برد و به خانه رهبر انقلاب رسيد.‏

    چهار روز بعد از پيروزي انقلاب باشعار "استقلال، آزادي" چهار نظامي عاليرتبه نظام پيشين را ـ چنانکه اکنون دکتر ‏ابراهيم يزدي مي گويد- بي محاکمه وپرسش بر بالاي بام مدرسه محل اقامت آيت اله خميني و بدستور مستقيم شخص او ‏به جوخه اعدام سپردند . سفير وقت اسرائيل در تهران در خاطراتش که اينروزها منتشر شده مي نويسد: "سپهبد جهانباني ‏به احمد خميني گفت:« من از توي عرب ايراني ترم » وتيمسار خسرو داد خودبه جوخه فرمان آتش داد".‏



    چند روزي بعدامير عباس هويدا که مي خواست حرف بزند و رازهاي رژِيم پيشين را بگويد به گلوله هادي غفاري کشته ‏شد و جنازه بي جانش در صندلي دادگاه حکم مرگ راشنيد.‏

    هنوز بهار آزادي نيامده بود که هزاران ايراني را از خانه هايشان بيرون کردند. داستاني که هنوز هم ادامه دارد. ‏بازجويان به صراحت به منتقدين مي گويند: "پاسپورت مي دهيم برويد. ا ينجا جاي شما نيست."‏

    داستاني که حدود ۴ ميليون ايراني را از خانه خود بيرون کرده است : دو برابر جمعيت تهران در زمان پيروزي ‏انقلاب.‏

    قيامت قدم به قدم پيش آمد. دهه شصت گروههاي سياسي را بکام نابودي و مرگ کشاند و با بزرگترين نسل کشي تاريخ ‏ايران پايان گرفت.‏

    جرياني "که امروزدر کشور وجود دارد. جريانات و افراد کم ريشه يابي ريشه" به تعريف مشترک هاشمي وکروبي، ‏‏"جريان خاص" به گفته شوراي ملي ـ مذهبي، "موريانه هاي خزنده" به نوشته عمادافروغ، "عده اي که دکان باز کرده ‏اند و مردم را فريب مي دهند" به تعببير حسن روحاني، "عده اي متحجر و بي ريشه، حيله گر و عوامفريب و چند ‏چهره" به حکايت آيت اله صانعي، از همان روز نخست در پشت پرده کمين کردند. نهادهاي اقتصادي و ارگانهاي امنيتي ‏ـ نظامي را به قبضه خود را درآوردند و "شيوه خطرناکي" در پیش گرفتندکه حالا شوري اش را روزنامه جمهوري ‏اسلامي هم دارد مزه مزه مي کند: "يك شيوه خطرناك است كه در جامعه ما متاسفانه نهادينه شده و تاسف بارتر اينكه در ‏سالهاي اخير افرادي پيدا شده اند كه با نوعي خودشيفتگي مرتكب اين اقدام خلاف اخلاق و خلاف موازين شرعي و ‏قانوني مي شوند. عده اي نيز براي آنها كف مي زنند و كساني كه بايد با آنها برخورد كنند نيز شاهد ساكت اين صحنه ‏دشمن شادكن هستند... با اين پديده خطرناك مي بايست از روز اول يعني همان روزي كه سه ياور خميني ـ هاشمي و دو ‏سيد حسيني، بهشتي و خامنه اي آماج حملات مسموم تبليغاتي قرار گرفتند برخورد ميشد که متاسفانه نشد. آن كوتاهي به ‏فرهنگ زشت « خليفه كشي » منجر شد و بعدها دامن مهدوي كني و كروبي و خاتمي و... را هم گرفت و حالا نوبت نوه ‏امام فرا رسيده است تا فردا نوبت چه كسي باشد."‏

    ‏ اين جريان تابرکشيدن احمدي نژاد بيشتر در پنهان حضور داشت و همانطور که بيانيه نهضت آزادي مي گويد: ‏‏"تجربه نزديك به سى سال حكومت همراه با انحصارگرى و‏ اختناق، ضمن منحرف كردن ‏انقلابى اصيل و مردمى، آن را به مرز یک بن بست تاریخی و وادى عدم انطباق عمل كرد هيات حاكمه با ارمان ‌ها و ‏مطالبات تاريخى ملت ايران كشاند !. ‎


    در انتخابات رياست جمهوري سال ۱۳۷۹ اين جريان چراغ خاموش" و در "عملياتي چند لايه" بخشي از نيروهاي خود را علنی کرد . به نوشته بيانيه شوراي ملي ـ مذهبیها نیروی حاكم بر كشور به حذف تمامى نيروهاى غيرخود و يكسان ‌سازى و ‎ دربرگيرى تمامى اركان و ‏نهادهاى قدرت در سيطره خويش و خاموش كردن هر صدا و كنش مغاير با خود است. بر اين اساس برخورد با ‏مطبوعات منتقد، مراجع مستقل مذهبى، جريانات منتقد مستقل چون ملى ـ مذهبى ‌ ها و...، جنبش و نهادهاى دانشجويى، ‏ جوانان وبلاگ ‌نويس، فعالان صنفى و كارگرى، فعالان حقوق زنان، فعالان قومى و مذهبى و... را در پيش گرفته و ‏فضايى بسته
    غير آزاد را براى طيف های مختلف (از جمله منتقدان درون حاكميت و نيروهاى مستقل بيرون از آن)، به ‏ارمغان آورده است. چند انتخابات اخير نيز در چنين فضايى برگزار گرديده است."‏

    اين جريان که حاصل پيوند همه شاخه هاي بنياد گرائي در ايران است، درست در روزي که قيامت به "بيت امام راحل" ‏رسيده است، در مرکز تهران نماز جماعت بر پا مي کند تا شکر گزار رفتن آِ يت اله توسلي و سياه پوش "شهيد حاج ‏عماد مغنيه" باشد. مردي که جهان او را "قاتلي بي رحم، جلاد و ترويست" مي خواند وفرمانده سپاه پاسداران او را "مجاهد ‏مخلص و فداکار."‏

    محسن ثمره هاشمي زير پوستر بزرگ "شهيد" مي ايستد و مي گويد: "خدا راشکر که بزرگ اصلاحات مرد" و مرتضي ‏نبوي همسنگرش خواستار مي شود که نفت در اختيار رهبري قرار گيرد چون "انفال" است .



    ظاهرا بخش عمده در امد۱۶۰ ‏ميليارد دلار افسانه اي نفت در دوسال اخير کافي نيست. بايد همه نفت به جيب کساني سرازير شود که در ظاهر ‏و باطن "عماد مغينه" اند با شناسنامه ايراني و قصد دارند چفيه بر گردن اين شعر را بخوانند که رهبري انقلاب سخنان ‏خود را با آن درتبريز پايان داد:‏

    مهتري گر به کام شير در است
    رو خطر کن ز کام شير بجوي
    يا بزرگي و عز و نعمت و جاه‏
    يا چون مردانت، مرگ رويا روي
    و به گفته سردار جعفري فرمانده سپاه، درآينده نزديک اسرائيل را نابود کنند.‏

    دهه چهارم "انقلاب اسلامي" و ماه پاياني زمستان ۱۳۸۶ "اينک اغاز شد، نهضت آزادي نوشت وضعيت کنوني ايران ‏پس از.: انقلاب، تنها از سوي يکي از اعضاي سابق شوراي انقلاب(آِيت اله خامنه اي) مورد تاييد است و باقي اعضاي آن ‏شورا، به درجات گوناگون منتقد وضع موجوداند. آيا اين امر نمي ‌تواند معياري براي بررسي ميزان موفقيت در دستيابي
    ‏به هدف هاي تعيين شده ‌ و آرمان ‌هاي اصيل انقلاب باشد؟"‏

    ‏ : ‎‏‏ محمد هاشمی پرسید "در اين دو سال و نيم حدود ۱۶۰ میلیارد دلار در امد نفت که به خزانه کشور رفته کجا و چگونه ‏هزينه شده ‏ احمدي ‌نژاد بايد به مردم توضيح مي ‌داد که چرا
    با وجود نفت حدود بشکه ئی ۹۰ دلار و یک در امد افسانه ئی بیکاری ، گرانی و تورم در جامعه بیداد میکند و باز هم جلوه خشن فقر اقشار اسیب پذیر را عاصی کرده است .

    يک هفته ديگر مجلس هفتم به پايان راه خود مي رسد. "از مورد ‏تائيد مجلسياني که چهار سال پيش آيت اله مشکيني، آنها را دانست، عده اي شدند بچه ‌هاي حرام زاده امام زمان و امام زمان صلاحيتشان براي مجلس هشتم تائيد نشد، گروهي ‏بچه هاي ناتني و وسط دسته بندي هاي متفاوت و مختلف اصولگرايان براي خودشان جا دست و پا کردند و تازه در هر ‏کدام از اين دسته بندي ها نيز بچه هاي امام زمان، زير علم يک صاحب قدرت در خارج مجلس ( سپاه و دولت و شوراي ‏نگهبان و بيت رهبري) سينه زدند."‏

    و اين روزهاي آخر روزنامه اعتماد ملي که حزبش توانسته صلاحيت ۱۰۲ نفر " اصلاح طلب در عمل اصولگرا" را ‏از احمدجنتي بگيرد شعر جاودان احمد شاملو را خراب کرد و نوشت: "دوران غريبي است. غربت آرا، انديشه ‌ها و راه ‎ ‏امام(ره) ؛ غربت زجركشيدگان و سيلي ‌خوردگان انقلا ‌ب اسلامی . تا دير نشده بايد بيدار شد و آب از جوی رفته را ‎ بازگرداند "‏‎ ‎ مسير اصلي به

    و آب خروشان به راه خود ادمه مي دهد. تا ايران راسراسر در غرقه کند. به انتخابات "چند ضلعي" يک جناح ‏ديگر هم قيامت اضافه مي شود. علي فلاحيان و روح اله حسينيان که جریان اصولگراي مترقي" رابرپا مي کنند که ۸۰ نامزد هم برای مجلس دارد " که قاعدتا همکاران وهمفکران دومامور امنيتي عاليرتبه مترقي" هستند که بايد بانظاميان رقابت کنند. ‏هرچند مقتداي " ايشان مصباح يزدي بگويد: "جلب افکار عمومي خيمه شب بازي است."‏

    روزهاي پاياني هفته، شيخ محمد، نخست وزير امارات متحده عربي هم با "پيام هسته اي" به تهران مي آيدو مي رود بي ‏آنکه مردم ايران بروال معمول بفهمند چه خبر است. آنها براي اينکه از طرف خدا موردمواخذه قرار نگيرند فقط بايد ‏چشم بسته از برنامه اتمي حمايت کنند.‏

    خانم رايس هم اميدوار است قطعنامه سوم عليه جمهوري اسلامي تصويب شود. شايدمطمئن است که سعودالفيصل مي ‏تواند در ديدار با ولاديمير او را با پنجاه ميليارددلار بخرد تا دستش را از پشت ايران بر دارد.‏

    ‏ سر انجام خبر مي رسد که جناب حسين آقاي اوباهاما که به نظر مي رسد رقيب دموکرات سرهنگ مک کين ‏درانتخابات رياست جمهوري آمريکا باشد؛ درجمع اسرائيلي ها مي گويد: "پرونده نظامي عليه ايران روز ميز او خواهد ‏بود."‏

    سال پيش اينطور روزهائي در هراس جنگ بوديم. امسال بوي آخرزمان به مشام مي رسد. کسي هست که از شکست ‏سنگين پرويز مشرف پند بگيرد و باچشمان باز به پايان افسانه کاسترو بنگرد؟
    پایان.




    گروه گروه مي برند !
    قاچاق میکنند !
    شاهدختان ايراني را
    به افغانستان و پاکستان
    به هند و به خلیج
    ! بدون بازرسي
    و این دستهای اعتراض امت اسلامی است !
    به جای انکه در اعتراض به این تراژدی
    انسانی برخیزد و سینه چاک کند
    اما در جیب بی غیرتی
    جا خوش کرده !.
    داوید .



    شاهزاده های ایرانی و »» فحشا ««

    بر گرفته از :روز


    نویسنده و محقق : سولماز شریف
    تهیه و تنظیم : داوید
    ۲۱ فوریه ۲۰۰۸


    شاهزاده های ایرانی و »» فحشا ««

    وقتي ۸ ماه پيش بخشي از گزارش سالانه وزارت امور خارجه آمريکا درباره حقوق بشر که به بحث قاچاق زنان و دختران ‏در ايران اشاره داشت، از سوي خبرگزاري آفتاب به صورت مستقل منتشر شد، بخشي که در لابه لاي ساير مسائل سياسي ‏گم شده بود جان تازه اي گرفت. اين گزارش بيشتر از اين سو حائز اهميت بود که مسئولان جمهوري اسلامي نه تنها با ‏اطلاع رساني در اين مورد موافق نيستند، بلکه چشم خود را نيز بر روي کساني که دختران ايراني را گروه گروه به ‏افغانستان و پاکستان قاچاق مي کنند، بسته اند.
    گزارش وزارت خارجه آمريکا، اگرچه دقيقترين بود اما اولين نبود. کماآنکه در سال ۸۲ انجمن دفاع از قربانيان خشونت ‏هم در اين مورد گزارشي ارائه داده و به پديده قاچاق دختران ايراني اشاره کرده بود. در آن گزارش آمده بود: ماهانه ۴۵ دختر ۱۶ تا ۲۶ ساله ايراني فقط در
    کراچي توسط افراد ثروتمند خريداري مي شوند.

    در گزارش سالانه وزارت امور خارجه آمريکا که ايران را در رده سوم يعني آخرين رده از لحاظ مبارزه با قاچاق انسان ‏اعلام کرده، آمده است: "زنان ايراني در داخل ايران با هدف فحشاي اجباري و ازدواج جهت پرداختن قروض و ديون، ‏قاچاق مي شوند. بچه ها نيز در داخل ايران و همچنين از افغانستان براي ازدواج اجباري، استثمار جنسي تجاري و بردگي ‏اجباري به عنوان گدا و کارگر به ايران قاچاق مي شوند."‏

    اين گزارش مي افزايد: "دولت ايران بطور کامل با استانداردهاي منع قاچاق همکاري نمي کند و تلاش هاي کافي براي اين ‏کار انجام نمي دهد. منابع مختلف گزارش مي کنند که دولت ايران استانداردهاي محافظت از قربانيان قاچاق را رعايت ‏نکرده و آنها را مورد بازجويي و در برخي موارد به دليل مسايل اخلاقي که مستقيما ناشي از قاچاق است، اعدام کرده است. ‏دولت ايران بايد اقداماتي را براي جلوگيري از مجازات قربانيان قاچاق انجام دهد و طرحي را تنظيم نمايد که قاچاق کنندگان ‏را تنبيه و از قاچاق جلوگيري کند."‏

    در جاي ديگر اين گزارش آمده است: "ايران همچنين هيچ مدرکي درباره اجراي قانون عليه مقامات دولتي که در تسهيل ‏قاچاق نقش دارند، ارائه نکرده است."‏

    در بخش پاياني گزارش فوق هم صراحتا و با تاکيد اضافه شده است: "در نهايت دولت بايد يک مبارزه جدي براي آگاهي ‏عمومي و هشدار به زنان و کودکان درباره خطر قاچاق را آغاز نمايد."‏

    يکي از دلايلي که برسوال بر انگيز بودن سکوت مسئولان نظام در خصوص پديده قاچاق دختران ايراني مي افزايد، علاوه ‏بر مخالفت آنان با اطلاع رساني شفاف و صريح در اين زمينه، برخورد و بازداشت کساني است که در اين حوزه فعاليت و ‏تحقيق مي کنند مثل بن يحيي، مردي که در جريان حراج دختران ايراني در دبي با خبرگزاي سينا در آن زمان همکاري کرد ‏و بعد بازداشت شد. شايد به همين دليل است که اکثرا افرادي که اطلاعاتي در اين مورد دارند، ترجيح مي دهند بي نام و ‏نشان اطلاع رساني کنند. همانند مهدي که مقيم هندوستان است و پس از برخورد با تني چند از زنان ايراني مقيم هندوستان ‏که به صورت حرفه اي به در بازار فحشا فعاليت مي کنند، تصميم گرفته است در اين خصوص شخصا تحقيق کند.‏

    او در گفت و گو با روزآنلاين ديده هاي خود را چنين تعريف مي کند: "وقتي ديدم اين دختران و زنان که روزي در ‏افغانستان و پاکستان بودند، امروز از ورودشان به هندوستان بسيار ابراز رضايت مي کنند، تعجب کردم. آنان مي گفتند همه ‏دختراني که در افغانستان و پاکستان هستند آرزوي آمدن به هندوستان را دارند. به اصطلاح پيشکسوت هايشان پس از چندي ‏به هندوستان اعزام مي شوند و به نوعي ارتقا پيدا مي کنند."‏

    وي مي افزايد: "برايم جاي تعجب بود که هندوستان خود چندان جاي مناسبي نيست اما اين زنان بي نوا آرزوي اينجا را ‏دارند. پس در آنجا بر سرشان چه مي گذرد؟ همين شد که دنبال ماجرا رفتم تا ببينم زنان ايراني که روزي ملکه بودند امروز ‏در چه حالي به سر مي برند و چيزهايي ديدم که واقعا مايه تاسف است." ‏

    مهدي معتقد است: "مردان هندي به دليل رنگ تيره پوستشان حاضرند مبالغ زيادي براي زنان سفيد پوست پرداخت کنند. به ‏همين دليل ايندسته از دختران ايراني معمولا شبي ۱۰۰ هزار روپیه معادل با ۲ میلیون و پانصد هزار تومان درآمد دارند. آنها در هندوستان آزادي انتخاب دارند و از اين رو، هر قوميتي را اعم از آفريقايي، عرب، هندي و... مي پذيرند به جز ايراني. ‏مي ترسند که شناسايي شوند و يا برايشان دردسري درست شود."

    وي در خصوص تحقيقاتش از افغانستان، پاکستان و هندوستان در مورد قاچاق دختران ايراني مي گويد: "تا جاييکه متوجه ‏شدم چند عامل پشت ماجراست. يکي از موارد فقر است اما اين تنها دليل نيست. بخشي هم به سرکوب و خفقان دختران ‏جوان باز مي گردد. دختران جوان به دنبال راهي براي فرار از اين شرايط تحميلي هستند که به نام اعزام به کشورهاي ‏اروپايي و آمريکايي در اين چاله مي افتند. خيلي ها هم هستند که از خانواده هاي ثروتمند مي آيند و يا حتي عجيبتر، از ‏خانواده هاي رده بالاي حکومتي. به عنوان مثال در جستجوهايم به دختري رسيدم که پدرش يکي از مقامات بلند پايه سازمان ‏حج و اوقاف اسلامي و روحاني است که به دليل سختگيريهاي شديد خانواده اش فرار کرده و بعد گرفتار اين باندها شده ‏بود."‏


    دختري را در میان روسپیان یافتم که پدرش يکي از مقامات
    بلند پايه سازمان ‏حج و اوقاف اسلامي و روحاني است و
    . از دست سختگیریهای خانواده به دامان فحشا پناه اورده است

    وي مي افزايد: "يک بخش هم فقر مالي توام با فقر فرهنگي است. افراد باندهاي فوق با سواستفاده از اين ضعف، به ‏روستاهاي کوچک و محروم مي روند (خصوصا در ناحيه استان خراسان به دليل نزديکي ) و با خانواده ها صحبت مي کنند ‏که از اين طريق دخترانشان به استقلال مي رسند، خرج خودشان را تامين مي کنند و مي توانند در آينده اي نه چندان دور ‏آنان را نيز تامين کنند و بدين ترتيب اجازه خريد دختر را از پدرش مي گيرند. حتي در بعضي موارد ديدم که به صورت ‏علني هم گفته شده که دخترشان را براي چه موردي خريداري مي کنند ولي باز در نهايت تعجب موافقت شده است !!.


    بسیار دیده شده با انکه از جانب »» روسپی پروران «« دلیل خرید
    دختری را به خانواده انان نیزگفته اند اما با این وجود با فروش
    !!. دخترانشان به انان موافقت گرده اند

    است. طبق ‏گفته اين دختران به طور معمول در ازاي هر دختر ۶ ـ ۷ ميليون تومان به خانواده شان پرداخت مي شود. البته دختران ۱۰ ـ ۱۲ ساله بمبلغ ۲۰ میلیون تومان خريداري مي شوند که انان را براي شيوخ امارات مي برند. چرا که آنان به دختران اين ‏رده سني علاقه مند هستند! مواردي هم بودند که در خانواده، شخصي بيماريهاي نظير کبد و کليه داشته و به پول احتياج ‏شديد داشتند و آن پول را از فروش دخترشان تامين کردند. در اين موارد خانواده راضي نبودند اما بر اثر ناچاري دست به ‏اين کار زده اند."

    مهدي مي گفت: "اگرچه اين اخبار قبلا هم منتشر شده اما باز هم اميدوارم با توجه اهل قلم به اين موضوع و انتشار آن به ‏شکل گسترده، توجه همه ايرانيان داخل و خارج جلب شود و دولت در خصوص جلوگيري از اين روند کاري انجام دهد هر ‏چند در افغانستان، پسر يکي از مسئولان امنيت ملي را پيدا کردم و در پاکستان هم پسر يکي از مسئولان دستگاه دولتي را. ‏هر دوي آنان بر اين نکته صحه گذاشتند که اين يک جريان سياسي است و از سوي دولت حمايت مي شود و گرنه چگونه ‏ممکن است، در فرودگاههاي ايران که اين همه مراحل بازرسي دارد، ۵۰۰ نفر بدون پاسپورت و ويزا با هم سوار ‏هواپيما شوند؟ چرا مدارکشان چک نمي شود؟ در افغانستان هم اين دختران را از داخل فرودگاه با ماشينهاي دودي و بدون ‏بازرسي مدارک، خارجشان مي کنند و به صورت هماهنگ و سازمان يافته به خانه هاي تيمي و موسسات اداره کننده تقسيم ‏ميکنند !.

    مهدي در پايان مي گويد: "معمولا به دختران مي گويند به کشورهاي اروپاي شرقي و غربي اعزامتان مي کنيم و در آنجا ‏شغل خوب خواهيد داشت و وعده هاي بي اساس. و يا اينکه مي گويند اعزامتان مي کنيم به کشورهاي آمريکاي شمالي تا در ‏آنجا مانکن شويد اما بعد اين دختران را به صورت قاچاق به افغانستان و پاکستان مي فرستند و ديگر راه برگشتي برايشان ‏باقي نمي ماند و آنان مجبور به تحمل شرايط پيش آمده مي شوند."‏

    گفتني است بر اساس تعريف مجمع عمومي سازمان ملل متحد، قاچاق زنان شامل "حرکت دادن غيرقانوني و مخفيانه ‏اشخاص در عرض مرزهاي ملي، عمدتا از کشورهاي در حال توسعه و کشورهاي داراي اقتصاد در حال گذار با هدف ‏نهايي و داشتن زنان و دختران به وضعيتهاي بهره کشانه و ستمگرانه از لحاظ جنسي و اقتصادي به منظور سود به ‏کارگيرندگان، قاچاقچيان و سنديکاهاي جنايتکار و نيز ديگر فعاليتهاي مرتبط با قاچاق همچون کار خانگي اجباري، ازدواج ‏دروغين، فرزند خواندگي دروغين و استخدام مخفيانه" است.‏

    يک کارشناس اجتماعي با اشاره به رايج بودن قاچاق زنان و دختران در استانهاي خراسان، سيستان و بلوچستان و افغانستان ‏و پاکستان مي گويد: "قاچاقچيان، اين دختران و زنان را در خانواده هايي که غالبا شرايط نابسامان اقتصادي به سر مي برند، ‏شناسايي و با معرفي خود به عنوان اهالي زاهدان که داراي ثروت هستند، خواستگاري مي کنند و پس از عقد آنها را به خانه ‏هاي فساد در شهرهايي نظير کويته، کراچي و... اعزام مي کنند که بر اساس يافته هاي اين تحقيق مناطق حاشيه نشين مشهد ‏از مناطقي است که اين پديده در آن کاملا به چشم مي خورد. "‏

    اين کارشناس به ابعاد نگران کننده پديده فروش دختران توسط خانواده خود و يا شوهرانشان در شهرهاي مختلف مرزي ‏اشاره مي کند و مي گويد: "مطابق بررسيها قربانيان اولا هيچ آگاهي از قاچاق شدن خود نداشته اند و از آنجا که ازدواج آنها ‏به صورت موقت بوده تنها چند روز پس از ازدواج با اجبار، زور، تهديد و فريب به زاهدان و سپس به پاکستان و افغانستان ‏منتقل مي شوند. نکته اين است که همه قربانيان از طريق صيغه، ازدواج کرده و عدم ثبت رسمي عقد آنها در اين شکل يکي ‏از معضلات اساسي شده است."‏
    معمولا دختراني که به دوبي و امارات عربي قاچاق مي شوند بين ۱۰ تا ۱۷ ساله اند و آنها به دو صورت قاچاق مي شوند، ‏تعدادي از زنان و دختران به طور رسمي خواستگاري شده و در ازاي پرداخت مبالغي به خانواده هايشان از مرز عبور داده ‏مي شوند و عده اي ديگر دختراني هستند که ربوده شده و يا توسط اعضاي باند اغفال مي شوند و بدون اجازه پدر از کشور ‏خارج مي شوند. اگر مردان عرب اين دختران را به همسري انتخاب کنند مشکل زيادي وجود ندارد اما مشکل زماني به ‏وجود مي آيد که دختران ايراني مورد استقبال قرار نمي گيرند، بنابراين به روسپيگري در کلوپ ها و کاباره ها مشغول مي ‏شوند

    گفتني است در قوانين جمهوري اسلامي ايران نيز بر اين نکات اشاره شده است. بنا بر ماده سه قانون مبارزه با قاچاق انسان ‏که در سال ۸۳ از سوي رئيس جمهور وقت به وزارت دادگستري ابلاغ شد: مرتکبين قاچاق انسان در صورت احراز جرم، ‏تا ۱۰ سال حبس و پرداخت جزاي نقدي معادل دو برابر وجوه به دست آمده به اضافه اموال حاصل از بزه و وجوه و ‏اموالي که از طرف بزه ديده يا شخص ثالث وعده پرداخت آن به مرتکب داده شده است، محکوم مي شوند. ‏
    همچنين در تبصره ۲ این ماده قانونی امده فردی که اقدام به قاچاق انسان کند، اما بدون اراده وي، نتيجه اي حاصل نشده ‏باشد نیز به ۶ ماه تا دو سال حبس محکوم مي شود و در موارد معاونت در جرم قاچاق انسان علاوه بر جزاي نقدي به ۶ ماه تا دو ‏سال حبس نيز ، براي متهم در نظر گرفته شده است .


    دستگیری ۲۵ توزیع کننده »»‌ کراک «« در زندان اوین
    برگرفته از رادیو زمانه
    تهیه و تنظیم : داوید
    ۲۲ فوریه ۲۰۰۸




    دستگیری ۲۵ توزیع کننده »»‌ کراک «« در زندان اوین

    دادسرای امور ‌جنایی تهران اعلام کرد یک باند ۲۵
    ‌نفره توزیع ‌کننده مواد مخدر در بخش زنان زندان اوین را شناسایی و اعضای آن را دستگیر کرده است.

    اعضای این باند که گفته می ‌شود ۲۵ زن معتاد زندان اوین هستند متهم به فروش مخفیانه کراک در بین زنان زندانی شده ‌اند.

    به گزارش دادسرای امور جنایی تهران، زنان عضو این باند، مواد ‌مخدر از نوع کراک را در زمان ‌های که برای سپری کردن مرخصی ‌های ماهیانه خود در خارج از زندان بسر می ‌برده ‌اند را تهیه و به ‌طور مخفیانه وارد بند ‌های مختلف زنان در زندان اوین می ‌کرده ‌اند.

    حفاظت اطلاعات قوه قضاییه که اعلام کرده است پس از ماه ‌ها تحقیق و بررسی موفق به شناسایی این باند بزرگ توزیع مواد مخدر در زندان اوین شده است، اما توضیح نداده است که این باند چند سال و با همکاری چه کسانی توانسته است سیستم توزیع دقیق مواد ‌مخدر در امنیتی ‌ترین زندان ایران را تشکل دهد.

    وب ‌سایت "مجموعه فعالان حقوق ‌بشر در ایران" نیز امروز در گزارشی از زندان رجایی ‌شهر کرج، قیمت انواع مواد مخدر در این زندان را * به شرح زیر * منتشر کرده است‌



    يکي از افتخاراتي که معمولاً و در سطح بين المللي و کشور در مورد آن صحبت ميشود ، مبارزه با سوداگران مرگ يا همان بازرگانان مواد مخدر است ، مبارزه اي که تنها با شعار و حرف به نتيجه نميرسد ، بلکه  رو به رو شدن با اين معضل بزرگ اجتماعي ، مبارزه اي جدي و عملي ميطلبد . زيرا اگر سري به زندانها بزنيد آمار بالاي مصرف مواد مخدر و معتادان را بنگريد پي خواهيد برد که سيستم قضائي و انتظامي در زندانها در حالي که توانايي حفظ و کنترل دروازه ۵ متري زنداني مثل زندان رجايي شهر را ندارند چگونه ميتوانند هزاران کيلومتر مرز را کنترل کنند . مواد مخدري که روزانه مرتباً وارد زندان ميشود و



    تصویر هروئين

    تصویر ماری یوانا

    تصویر کوکائین

    تصویر کراک





    قيمت مواد مخدر که فروشندگان آن مرتباً با صداي بلند قيمت آن را هر روز صبح فرياد ميزنند اينگونه است :
    ۱ هزارتومان ۸۰ = کراک هر گرم
    ۲ هزارتومان ۲۰ = ترياک هر گرم
    ۳ هزارتومان ۳۰۰ = شيشه هر گرم
    ۴ هزار تومان ۶۰ = هروئين هر گرم
    ۵ هزارتومان ۴۰۰ تا ۳۰۰ = کوکائين هر گرم از
    ۶ هزارتومان ۱۵ = حشيش هر گرم
    ۷ هزارتومان ۱۰ = قرص لوراسپام هر ورق
    ۸ هزارتومان1 ۱۰ = قرص کلوناسپام هر ورق
    وحشتناک تر از همه اينکه قرصي مانند "هيوسينگ" مانند هروئين مصرف ميشود که اثرات توهم زائي و مخرب فراواني دارد ، شماره حساب فروشندگان مواد مخدر کنار تلفنهاي زندان نوشته شده است .از بيرون پول به حساب فروشندگان واريز ميشود که ماهيانه در زندان ميليونها تومان درآمد دارند.
    لازم به توضيح است مواد مخدر که به طور عادي چندين برابر قيمت بيرون از زندان هست در مواقع بازار سياه که آنهم برابر قيمت نيز به فروش ميرسد . ۱۰ و ۸ بعضاً تصنعي ايجاد ميگردد تا
    همچنين جوانان و نوجوانان کم سن و سال در زندان براي تهيه مواد مخدر مجبور به خودفروشي ميشوند که از آنها نيز بيشتر به عنوان کالا ، سند ، پول و يا هر چيز ديگري که در نظر بگيريد استفاده ميشود .



    بر گرفته از :خبرگزاري انتخاب


    تهیه و تنظیم : داوید
    ۲۲ فوریه ۲۰۰۸

    ضرب و شتم برنده سيمرغ بلورين جشنواره فجر ، تشویق به سبک ایرانی !!.




    ضرب و شتم برنده سيمرغ بلورين جشنواره فجر

    حامد خسروي كه به تازگي با مستند ترانه اندوهگين كوهستان سيمرغ بلورين بهترين مستند بیست ‌و ششمين جشنواره بين ‌المللي فيلم فجر را به دست آورده در بيمارستان بستري است.

    به گزارش فارس خسروي كه با ساخت اين مستند علاوه بر سيمرغ بهترين مستند كوتاه فجر، جايزه بهترين فيلم مستند يازدهمين جشن سينماي ايران، ديپلم افتخار بهترين تهيه ‌كننده فيلم مستند بخش ملي و جايزه بهترين فيلم مستند كوتاه بخش بين ‌الملل جشنواره « سينما حقيقت »، جايزه بهترين فيلم مستند سومين جشنواره فيلم رويش مشهد، ديپلم افتخار بخش «نگاه ملي» و جايزه انجمن منتقدان و نويسندگان بيست‌وچهارمين جشنواره فيلم كوتاه تهران را دريافت كرده، اول اسفند ماه در شمال كشور مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت و از ناحيه سر و كتف آسيب ديده است.

    خسروي هم ‌اكنون در شمال كشور در بيمارستان بستري است و ماموران پليس استان گيلان در حال پي ‌گيري اين قضيه هستند.

    2 comments:

    Anonymous said...

    This comment has been removed because it linked to malicious content. Learn more.

    bahar said...

    انقلاب، آزادی ، جمهوری اسلامی،  چیبه سر این شعارها آمد . آیتالله منتظری پدر انقلاب مقدّس  اسلامی فرمودند:
    مسئولین لااقل شجاعت این را داشته باشند که اعلام‏ ‏کنند این حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی و هیچ کس هم حق‏ ‏اعتراض و اظهار نظر و انتقاد ندارد
    امیدوارم تا کاملاً دیر نشده‏ ‏مسئولین امر به خود آیند و بیش از این وجهه نظام جمهوری اسلامی را در‏ ‏بین تودههای زجر کشیده و سیلیخورده ایران و در سطح جهانی خدشهدار‏ ‏نکنند و موجب سقوط خود و نظام نگردند