Weekly Report From Sat. October. 10th. .. 2015

تنـــــه   نـــــزن           טאנה  נאזאן     Tanehnazan












Editor David Fakheri
سردبیر داوید فاخری
עורך דוד פאחרי


    For the important News of the world
    ( in English, Farsi and Hebrew )
    Please visit us every day
    at Facebook under the
    editor's name
    ( David Fakheri داوید فاخری )






    חברים יקרים


    בשל בעיות טכניות וחוסר


    צוות נאות, האתר יהיה

    סגור עד להודעה חדשה



    دوستان عزیز


    به علت نقص فنی و همچنین


    کمبود کادر لازم،


    سایت تا ا اطلاع ثانوی


    تعطیل خواهد بود



    Dear Friends


    Due to technical problems


    and lack of adequate


    staff, The SITE will be


    closed until further notice









    Wednesday, October 31, 2007

    ایران / دهها هزار کودک متاهل / مرگ و میر و سقط جنین فراوان در میان مادران خردسال /گواهی رشد = تائيد توانائی فیزیکی مزدوجین خردسال / تربیت فرزند ؟!

    متاهلین خردسال ایرانی

    برگرفته از سایت : بی بی سی فارسی


    تهیـــــــه و تنظیــــــــم : داویـــــــــد
    سی ام ، اکتبـــــــر ۲۰۰۷

    بالماسکــــــــــه ایرانــــــــــی

    بر اساس آخرین آمار در ایران، دست کم سی هزار کودک و نوجوان بین ده تا چهارده سال تشکیل خانواده داده اند اما بعضی از سازمانهای حمایت از حقوق کودکان در ایران این رقم را بسیار بالاتر از این دانسته اند و از کافی نبودن موانع قانونی برای جلوگیری از چنین ازدواج هایی انتقاد کرده اند.
    با اینکه در ایران ازدواج دختران زیر سیزده سال و پسران زیر ۱۵ سال مجاز نیست به گفته کارشناسان، شرایطی در قانون هست که اجازه ثبت این نوع ازدواجها را فراهم کرده است.
    در ایران دیدگاه واحدی در باره مرز میان کودکی و بلوغ وجود ندارد بنابراین ازدواج یک کودک می تواند از دید افرادی تعبیر به ازدواج یک فرد بالغ شود.
    اگر به قوانین فعلی ایران در باره کودکان استناد شود، گزارشهایی وجود دارد که حاکی از وجود سی هزار کودک متاهل در ایران است.
    الناز انصاری خبرنگار امور اجتماعی در تهران می گوید که اگرچه ارائه آمار از سوی مراجع رسمی در مواردی مانند ازدواج کودکان به آسانی انجام نمی شود ولی در خوشبینانه ترین حالتها، دهها هزار کودک در ایران تشکیل خانواده داده اند.
    او می افزاید که حتی برخی سازمانهای غیر دولتی آمار کودکانی که در مناطق وسیعی از روستاهای ایران تشکیل خانواده داده اند، را صدها هزار نفر می دانند.
    بر اساس اعلامیه جهانی حقوق کودک، تمام افراد زیز ۱۸ سال کودک به حساب می آیند ولی بر اساس قوانین فعلی ایران، دوران کودکی دختران در ۱۳ سالگی ! و در پسران در سن ۱۵ سالگی ! پایان میابد
    در همین حال بر اساس موازین شرعی پسران در پایان ۱۵ سالگی و دختران در پایان ۹ سالگی بالغ به حساب میایند !> تا چند سال پیش در قانون ایران نیز مندرج بود و اکنون نیز قانون راهی را برای عمل به موازین شرعی باز گذاشته است به این معنی که اگر پزشکی قانونی تایید کند که فردی از نظر فیزیکی توانایی ازدواج و بنامگواهی رشد" برای او صادر می شود. بر اساس این مجوز او می تواند ازدواج کند.
    محمد سیف زاده وکیل دادگستری می گوید که در اغلب موارد دادگاهها به قوانین شرعی احترام می گذارند و ممانعتی را برای دختران ۹ ساله و پسران ۱۵ ساله ایجاد نمیکنند
    کارشناسان اختلاف نظر بر سر بلوغ را یکی از عواملی می دانند که برخورد قانونی با ازدواج کودکان را سخت و چه بسا ناممکن کرده است.
    فرشید یزدانی دبیر انجمن حمایت از حقوق کودکان می گوید که بر اساس استانداردهای جهانی فرد باید برای پشت سر گذاشتن دوران کودکی، علاوه بر بلوغ جنسی، از نظر روانی، فرهنگی، آموزشی و از نظر توانایی آغاز یک زندگی مستقل نیز شرایطی را داشته باشد. شرایطی که در قوانین فعلی ایران و نیز قوانین شرعی به آن توجه کمتری شده است.
    او می گوید وضعیت اجتماعی و فقر رو به گسترش در شرایط کنونی ایران این عوامل را تسهیل کرده است.
    الناز انصاری خبرنگار اجتماعی می گوید که برخی عوامل فرهنگی جامعه نیز بخشی دیگر از مشکل است.
    او می گوید که در بسیاری از خانواده های سنتی ایرانی خصوصا در روستاها، برای ازدواج یک کودک به محض تولد تصمیم گیری می شود و معمولا دختران را به همسری غیر رسمی یکی از پسران خردسال فامیل در می آورند.
    کارشناسان پیامدهای منفی چنین ازدواج هایی را بی شمار می دانند. گزارشهای زیادی حاکی از آمار بالای مرگ و میر در میان مادران زیر هجده سال است. همچنین احتمال سقط جنین در چنین شرایطی چندین برابر حالتهای عادی است. کارشناسان می گویند که یکی دیگر از بارز ترین پیامدهای منفی چنین ازدواجهایی، عدم آمادگی زوج و یا یکی از آنها برای تربیت فرزند است، البته اگر پیش از آن به طلاق منجر نشده باشد.
    پایانی اما ! ناتمام

    فقر در ایران با سرنوشت بچه ها بازی میکند

    Tuesday, October 30, 2007

    Enough with the anti Semitism !!! Boycott " ZARA " دفنش کن با خودت ! تا به کی تنفر و یهودی ستیزی



    با همکاری اقای ژزف سومخ
    تهیـــــه و تنظیـــــم : داویــــــد

    Attention
    Zara is the flagship chain store for the Spanish Inditex Group owned by Spanish tycoon Amancio Ortega, who also owns brands such as Massimo Dutti, Pull and Bear, Stradivarius and Bershka. The group is
    headquartered in A Coruña, Galicia, Spain, where the first Zara store opened in 1975.
    Zara Fashion has
    manufactured handbags decorated with swastikas , the bag also includes
    embroidered bicycles and flowers and has been criticized by anti-racism
    campaigners, who call its design "distasteful".
    Jews all over the world are asking all
    the Jewish people to Boycut Zara Fashion
    , and not shop at their stores any longer.
    Enough with anti Semitism, enough with the
    Hate
    PLEASE DO NOT SHOP AT "ZARA "ANY
    LONGER



    هشــــــــــــــــــــــــدار

    اقای ژزف سومخ دوست عزیز و تیزبین من در یکی از ( ای میل ) های هر روزه اش که دریافت میکند متوجه * هشداری * گردید ه که از جانب / مراقبان ضد یهود در اینترنت / برای او فرستاده شده است و ان .خبری بود حاکی از ساخت محصولی توسط یکی از بزرگترین و مشهورترین تولید کنندگان و صاحبان فروشگاههای زنجیره ئی که در زمینه * مد و لباس و وسائل تزئینی شخصی به نام ( زرا ) * با بیش از ۲۰۰۰ شعبه در سراسر دنیااز جمله اسرائیل و امریکا فعالیت میکنند زده که دقیقأ از ارم »» صلیب شکسته نازیها «« بر روی کارت مشخصه ان محصول استفاده کرده است . بنا بر اطلاعاتی که من توانسته ام از »» ویکی پدیا «‌در باره انان بدست بیاورم کمپانی مزبور در سال ۱۹۷۵ توسط غول اقتصادی اسپانیائی بنام »» امانسیو ارتگا «« در ان کشور تاسیس گردید . این کمپانی عطیم که با نام »» ایندکس گروپ «« در محافل اقتصادی جهانی شناخته میشود کمپانیهای دیگری از جمله »» ماسیمو دوتی ! پول اند بر !استرادی واریوس ! و برشکا ! «« را نیز در دل خود جای داده است إإ . ارسال کنندگان این خبر با ضمیمه عکسی از ان محصول از تمام کسانیکه به بشریت احترام میگذارند و معتقد به پراکندن تخم تنفر در بین جوامع نیستند میخواهند تا از خرید کردن محصولات این کمپلنی »» زرا و شرکتهای وابسته به ان «« خود داری نمایند إإ . این خبر همچنین به زبان انگلیسی به این متن امده :
    داوید

    ARE WE FIRST IRANIAN AND THEN ... ?! ایا ما اول ایرانی هستیم و. .بعد







    دوستان
    در گزارشی که بعنوان خبر اول در سایت رادیو زمانه
    و * بصورت زیر ( بعد از این مقدمه میاید ) إإ* در تاریخ اکتبر ۲۹ / ۲۰۰۷ انعکاس یافت وطبیعتا هم ارسال نظرات مختلف مراجعه کنندگان به سایت را در مورد این گزارش فراهم اورد إ نظر من را به دو مورد جلب کرد که اول * لحنیست * که در گفتن این گزارش از جانب مسولان رادیو زمانه به کار برده شده إإ انطورکه گوئي گزارش نه انکه از زبان »» خبرگزاری ملی اسرائیل «« روایت میشود بلکه بدانگونه که عینأ از مطبوعات جمهوری اسلامی است همراه با همان واژه ها و نیش زدنهای معمول که در مورد کشور اسرائیل بکار میبرند إإ . خرده من به انان این است ، گروهی تحصیلکرده و مطبوعاتی که از بیعدالتی و فشار و جور و ظلم جمهوری اسلامی و مسلما چون با راه و روش اجتماعی و سیاسی و اقتصادی ان موافق نبوده اند و مخالفتی هم نمیتوانسته اند بعمل بیاورند بی انکه سر خود را به ریسک تیغ جلادان انان بسپارند ! در نتیجه رو به تبعید اورده اند و در تبعید إإ هم از کمکهای مالی و روحی و امرار معاشی ابرومند و دنیائی مملو از ازادی بیان و رفتار و اندیشه برخوردارشان کرده اند تازه وظیفه خود میدانند که اینجا همان نوائی را سر دهند که رژیم حاکم بر مملکتمان در انجا در مواردی مانند رفتار با یهودیان و کشور اسرائیل و هالاکاست و عیره بسیار کینه جویانه و احمقانه سر میدهد ؟!؟!.
    و مورد دوم ، کامنتی است که سرکار خانمی بنام مینا از تهران و شاید با تاثیر از جسارتی که رادیو زمانه با لحنی که برای روایت گزارش بکار برده به ایشان داده به خود این اجازه را داده اند تا از طریق * رسانه ئی باصطلاح تبعیدی در خارج از کشور إإ * نظرات ضد بشری رژیم را ازادانه بیان و ان را منتشر کنند !
    من اینجا در اغاز ، متن گزارش مزبور بصورتی که در سایت رادیو زمانه امده و بعد از ان نیز متن کامنتی که خانم مینا برای رادیو زمانه ارسال کرده اند را اورده ام و انگاه جوابی را که برای رادیو زمانه فرستاده ام ! . اظهار نظرهایتان در این باره بسیار ارزشمند خواهند بود
    داوید


    مـتــــــــــــن گـــــــــزارش رادیــــــــــو زمانــــــــــــه

    "اسراییل راهی جز حمله به ایران نخواهد داشت"

    آژانس خبری ملی اسراییل، بخش ‌هایی از سخنرانی یک نماینده کنست، پارلمان ، اسراییل افی ایتام ، را نقل کرده که گفته است "اسراییل نهایتاً چاره ‌ای جز حمله به ایران نخواهد داشت."
    به گزارش "اسراییل تودی" و به نقل از آژانس خبری ملی اسراییل، افی ایتام در سخنرانی ‌خود در شهر بيت ال گفت: "با شکست خوردن تلاشهای بین ‌المللی [ در مورد برنامه هسته ‌ای ایران ] اینک دیگر روشن شده است که اسراییل نهایتاً چاره ‌ای جز حمله نظامی به تاسیسات هسته ای ایران نخواهد داشت
    ایتام در این سخنرانی همچنین گفت: "اسراییل هم حق، و هم تواناییِ دفاع از خود را دارد و رسیدن روز [استفاده از این حق وتوانایی] نزدیک است."
    ایتام ابراز اطمینان کرده است که ایالات متحده آمریکا از هر حمله نظامی که اسراییل انجام آن را برای حفظ دولت یهود و رویای
    صهیونیستی لازم بداند حمایت خواهد کرد
    رادیو زمانــــــــــه

    رادیو زمانه ، نظرهای خوانندگان

    سلام، اسرائيل هيچ غلطي نمي تواند بکند، اين صهيونيست ها...بي جا مي کنند که چنين حقي را به خود مي دهند ملت ايران مانند .. بي غيرت نيستند که بنشينند و نظاره گر تجاوز صهيونيست ها به کشورشان باشند، کوچکترين حمله اي به خاک ايران با شديدترين عکس العمل ها مواجه خواهد شد، تک تک مردم ايران سفير مرگ صهيونيست ها خواهند شد.
    مينا- تهران


    مینا خانم عزیز ! نه تنها اسرائيل بلکه هیچ کس و یا کشوری نه حق ان را دارد و نه که باید در صورت تهدید کشوری دیگر به نابودی و یا پاک کردن ان از روی نقشه جهانی و یا تشکیل مکانی بی هویت در / کانادا و / الاسکا و / یا قسمتی از اروپا و / یا نزدیک به یک قرن قبل از ان از جانب دیوانه ضد یهودی دیگری در انور دنیا در / اوگاندا !! نیز این حق ؟! را به او بدهند که * غلطهای زیادی * بکند إإ. و اگر هم مجبور شوند / شدند که پوزه اش را به خاک بمالند تا دیگر با انکار بزرگترین و دهشتناکترین فاجعه ئيکه تا کنون از جانب ملتی بر ملتی دیگر انجام گرفته به نام * هالاکاست * به معنی دیگر در تائید ان همت نگمارد و در دلش ارزوی انجام مجدد ان را نپروراند إ قوانین طبیعت ، انسانی ، جهانی ، دینی ، نامش را * غلطهای زیادی * نمیگذارند إ. اول و دوم و سوم و ........ خداوند بخوبی کاری کند که این مساله دیوانه بازی سردمداران رژیم که دامن ملت را گرفته هر چه زودتر بصورت عاقلانه و متمدنانه ئی حل گردد ! و در این بین شاخه هائی »» تر «« مانند میلیونها تن مردم عادی گرفتار در بند استمحاق و استجبار و استسفار و استجبار و استحجاب و بقیه »»‌ اس اس «« های رژیم جمهوری اسلامی به اتش شاخه های خشک اینچنین تک نادانانی مانند امثال شما که تنها مقیم ایراننند ولی ۲۸ سال است که خود را به ایرانی بودن زده اند سوخته نشوند إإإ رگ غیرتتان بالا زده ! خونتان به جوش امده ! تعصبتان گل کرده ! برای * یک تهدید به جای وزیری اسرائیلی در دفاع از خطری که بقای کشور و ملتش را مورد هجوم قرار داده ! * اما چشمانتان را ترجیح میدهید که ببندید بر روی غارتها و چپاولهائی که اکنون نزدیک به سه دهه است که با کمک رژیم که تنها در همین دو سال اخیر ۱۲۰ میلیارد دلار ان توسط اقای احمدینژاد که تصادفأ نیز رئیس جمهور دلخواه شما هستند ! به جیب همان بی ...... ریخته شده که در کامنتتان از انان نام برده اید !!. صرفتان نمیکند که بپذیرید سه دهه است که روسها بیش از مجموع مال اندوزیهای امریکا و اروپا از معاملات با کشورمان در طول دو قرن اخیر إ ایرانمان را به طرق مختلف و با ترفندهای کثیفی که به هتک شرافت ملیمان و از دست رفتن جان هزاران تن از هموطنان بیگناهمان و غارت ذخیره های ارزی کشورمان انجامیده و بیان انان جز پذیرفتن »» تف سر بالا « و اعتراف به » عجز و شرمندگی « پیش اقوام و ملل نیست ! بطور بی شرمانه ئی نیز همچنان ان را به توپ های متعدد و پایان ناپذیر قرار دادهای * ترکمن چای های جدید * بسته اند ! که نمونه اخیرش امدن * تزار اعظم پوتین * به تهران و ارائه ی ان »» گوشزد معروف ! «« که در قالب یادداشتی به » شخص رهبری « ارائه گردید و نهایتأ به تقسیم ناعادلانه در امدهای هنگفت دریای مازندران ( بحر خزر ) که روزی نه چندان دور سهم ما از ان بیش از ۵۰ در صد بود و اکنون به لطف بی لیاقتی سرداران و سران میهنمان به کمتر از ۱۳ در صد تقلیل یافته !! اما برایتان بنظر راحت میاید اسرائیلی را که نه مانند سعودیها که در سالهای ۸۰ میلادی در مکه به زائران زن و دختر کشورمان رحم نکردند و نوامیس انان را مورد تجاوزهای وحشیانه قرار دادند !! و نه مانندامروز انان که مامورانشان با اعمال چه جبر و خشونت و خفتتهائی با زائرانمان در انجا رفتار میکنند و نه مانند سربازان عراقی که با کمک » روسها « به کوچک و بزرگ و ناموس و جان و مال همسایه های »» مسلمانشان ! « ایران و کویت رحم نکردند !! بلکه با مشاهده اثار فعالیتهایشان که از زمان رژیم سابق که به لطف ان رژیم به کشورمان با ما در رابطه حسنه بودند بجای مانده و اگر دولتمردان ؟! جمهوری اسلامی معرفت اشنا کردن نسل جوان را با انان بدهند مانند نمونه هائی از * سدها ، پلها ، مزارع کشاورزی با سیستمهای پیشرفته ، جاده ها ، خانه های ضد زلزله ، مرغداریها ، توسعه بهداشت و بیمارستانی ، همکاریهای نظامی و اطلاعاتی در مقابل دشمنان مشترک منطقه ئی و فرا منطقه ئي ، ووووووو * راحت میتوان به حسن همکاری انان با کشور و مردمان ما پی برد !!. و نه مانند دروغها و تهمتهاي »» گوبلز موابانه ! «« و تنفر اوری که سران رژیم با اشائه انان سعی در کثیف جلوه دادن چهره اسرائيل میکنند ! مانند »» انها ( اسرائیلیها ) به ساواک شاه درس شکنجه کردن زندانیان سیاسی را میاموختند !!. * انگار که ما ایرانیها از بدو وجود با کلمه شکنجه اشنائی نداشته ایم و منتظر بوده ایم تا اسرائیلیها بیایند که انواع و اقسام و طرز اسفاده از انان را به ما بیاموزند !! همچنانیکه دولت جمهوری اسلامی نیز برای انجام شکنجه های وحشتناکی که در زندانهای مخوفش بر زندانیان دگر اندیش و دانشگاهیان و معلمان و روسای اتحادیه های کارگری و زنان و روزنامه نگاران و حقوقدانان و اقلیتها ووووو اعمال میکند از خارج ( شاید هم از اسرائیل ) اموزش دهندگان و متخصصانی که در این گونه موارد جوائز * نوبل و پولیتزر * را ربوده اند استخدام کرده است !! *.
    بیائیم و اگر ایرانی هستیم و خود را قبل از هر چیز و هر کس متعلق به حفظ استقلال و تمامیت عرضی و هم ارزی کشور میدانیم با یکدیگر کمک کنیم تا هر چه زودتر کشورمان را از این منجلابی که در ان انداخته اندش بیرون بیاوریم ! . بچه هایمان و نوه هایمان و جوانانمان و دیگر شهروندانمان چه گناهی مرتکب شده اند که اینگونه باید مورد زور و جبر داخلی و اهانت و بی احترامی خارجی قرار بگیرند ؟!؟!. نه روسیه و نه ونزوئلا و نه امریکا و نه اروپا و نه اسرائیل و نه هیچ کس بخصوصی در دنیا * نمیتواند که دوست ما باشد * ولی * میتواند که دشمنمان هم نباشد * زیرا انان ترجیح میدهند که اول * دوست مردمان خودشان باشند تا دیگران !! *.
    این ما هستیم که نباید خود را در چنان موقعیت سیاسی نا مناسبی قرار دهیم که مورد سو استفاده تیغ زنهای حرفه ئی جهانی قرار بگیریم !!. این ما هستیم که باید دوستان و دشمنان کشورمان را خودمان انتخاب کنیم ! انهم بسیار بسیار عاقلانه !!.
    داوید

    Sunday, October 28, 2007

    سپاه ! نیروی نظامی و انتظامی و اقتصادی و محافظ حکومت جمهوری اسلامی ؟!؟!؟ IS REVOLUTIONARY GUARD THE POWER BEHIND THE MULLAS IN IRAN !?.




    نقش اقتصــــــادی سپـــــــاه
    پاسداران جمهوری اسلامی
    منبــــع: واشنگتن تايمز
    برگرفته از روز ان لاین


    تهیه و تنظیم : داوید

    سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران، که هقته پيش هدف تحريم هاي جديد مالي ايالات متحده قرار گرفت، ‏نقشي به مراتب بيشتراز آنچه تصور مي شد در اقتصاد ايران بازي مي کند. گزارشات گروهي از ايرانيان ‏مخالف دولت ايران مويد همين امر است.‏
    بنا بر گزارشي که "شوراي مقاومت ملي ايران" شاخه سياسي مجاهدين خلق] در پاريس در اختيارواشنگتن ‏تايمز قرار داده، نقش اقتصادي سپاه، از بخش ساختمان و امور بيمه گرفته تا واردات کالاهاي مصرفي و ‏قطعات خودرو، در دوره زمامداري محمود احمدي نژاد تشديد شده و گسترش يافته است.‏
    بنا بر این گزارش ۳۱ درصد صادرات غير نفتي ايران در کنترل سپاه است و نيز نيمي از واردات کشور نيز ‏از مجراي سپاه مي گذرد؛ اين ها غير از قراداد هاي توسعه ميدان هاي نفتي جنوب ايران است.‏
    محمد محدثين، سخنگوي شوراي مقاومت ملي گفت: "امروز بسياري از ابزار اجرايي و اقتصادي دولت ايران ‏در اختيار سپاه است."‏
    دولت بوش هفته گذشته به دليل حمايت از تروريسم و گسترش سلاح، سپاه پاسداران و نيز سه بانک بزرگ ‏ايران را مشمول تحريم هاي اقتصادي نمود.‏
    سازمان مجاهدین خلق که در سال ۱۹۸۱ از حکومت ايران جدا شد و در حالیکه امریکا در فهرست سازمان هاي تروريستي قرارداده است وضعيت اطلاعاتي را که اين سازمان از برنامه ‏هاي هسته اي و نظامي ايران ارائه داده است بارها مورد تائيد ايالات متحده و تحليل گران غرب قرار گرفته ‏است.‏
    سپاه پاسداران انقلاب اسلامي که خارج از چهار چوب ارتش رسمي ايران عمل مي کند به طور آشکاري در ‏فعاليت هاي تجاري و مالي و سرمايه گذاري شرکت دارد. ولي اطلاعات جديد حاکي از آن است که هدف ‏تحريم هاي تازه ايالات متحده مجموعه اي وسيع تر از آن چيزي است که قبلا تصور مي شد.‏
    بنا بر گزارش شوراي مقاومت، سپاه بيش از ۵۰۰ شرکت دارد که شعبي از آن خاورميانه، اروپا، آسياي ‏شرقي، افريقا و آمريکاي لاتين است. بنا بر اين گزارش سپاه سومين قدرت بزرگ اقتصادي ايران است: دو ‏سازمان بزرگ تر از آن شرکت ملي نفت ايران و آستان قدس رضوي در خراسان میباشد.‏
    هنري پاولسون، دبير خزانه داري آمريکا در حاليکه تحريم هاي اقتصادي عليه سپاه را اعلام کرد گفت: "اگر ‏در کار تجارت با ايران هستيد حتما به نوعي با سپاه نيز مبادله داريد."‏
    تحريم هاي آمريکا با عکس العمل هاي متفاوتي روبرو شده است و گروهي در داخل ايران آن را براي انتقاد ‏از نحوه برخورد احمدي نژاد با مسائل اقتصادي موثر مي دانند. ‏
    سعيد جليلي، يکي از سرداران سپاه که اکنون به عنوان مذاکره کننده اصلي در مذاکرات هسته اي منصوب شده ‏است گفت: "واشنگتن با اين تحريم خود را منزوي مي کند." وي افزود :"آنها ۲۸ سال است ما را تحريم کرده ‏اند. اين تحريم نيز مشابه همان هاست."‏
    ليکن محسن ميردامادي، دبير کل يکي از احزاب اصلاح طلب ايران گفت عقايد تند روانه آقاي احمدي نژاد و ‏لفاظي هاي ايشان به کشور آسيب خواهد زد.‏
    وي در تهران گفت: "ممکن است تحريم هاي جديد تر و اقدامات خطرناک تري نيز به دنبال رفتار از خود ‏راضي و تصميمات ناگهاني
    رئيس جمهور" اتفاق بيافتد

    تحریم سپاه پاسداران و تمامی متعلقات به ان که بیش از ۵۰۰ شرکت در داخل و خارج از کشور را تشکیل میدهند توسط امریکا

    We Must Support Ahmadi Nejad!! طنز / پرزیدنتمان را پشتیبانی کنیم

    طنزی از : داوید
    بیست و هشتم اکتبر ۲۰۰۷



    اقای رئیس جمهور ! دارید با ان دستانتان چه میکنید ؟!؟!

    به این عکس که از دیدار خانمهای خارجی در مسافرت اخیر اقای احمدینژاد به نیویورک با ایشان گرفته شده توجه بفرمائيد . از کزارش سایت * انتخاب * به اینگونه میشود بر داشت کرد ، با این که این خانمها برای عکس گرفتن با ایشان سر و دست میشکسته اند ! اما بخاطر حفظ حرمت حجاب و نینداختن اقای رئیس جمهور بدامان مکافاتی دیگر چون قضیه خانم معلمشان ! هوو و هوو بازی را کنار گذاشته و مجبور شده اند که با یکدیگر در زیر یک سقف سر کنند و به یکدیگر * روسری * هم قرض بدهند تا بتوانند در این عکسها که روزی زیور نمایشگاهها و موزه ها خواهد شد و در ان مردی ! استاد دانشگاهی ! دکتری ! رئيس جمهوری ! هاله نور بسری ! فوتبالیست زبده ئی ! کیک زرد پز ماهری ! حاتم طائي عیاری ! بی خانه و کاشانه و مسافر سرگردانی ! ...... را در کنار حضور چند ملیونی خود در حالیکه با مشت های گره کرده به دهان و این و ان میکوبند و فریاد مرگ بر این و ان را سر میدهند و پرچمهای کشورها را میسوزانند و سفارتخانه های انان را با سنگ و نارنجک و کوکتل مولوتوف مورد حمله قرار میدهند و یا انان را به اشغال خود در میاورند و ساکننانش را بگروگان میگیرند و .....حتمأ دیده شوند
    نمیدانم که چه در باره زنان خارجی به اقای رئیس جمهور گفته شده که ایشان برای محافظت !! از خود با این محکمی همه جای وجودشان را دو دستی چسبیده اند !!. اگر ترسشان از تکرار قضیه در دست گرفتن دستان خانم معلمشان است که لابد نباید بوده انان را در دست میگرفته اند ! اما شیطان رجیم بزیر پوستشان رفته و برای یک لحظه کنترل خود را از دست داده و بطور حریصانه ئی که از چشم عکاسان حرفه ئی ( پاپاراچیها ) پنهان نمانده به ان دستان چند هزار ساله حمله ور شده و انان را غرق بوسه های اتشین کرده اند و حشت دارند که چنین رفتار غیر متمدنانه ئی ازشان سر میزند! بنظر من بایستی یکی از این مشاوران گرد شیرینی توجه ایشان را به این مهم جلب نمایند که در دیدار با خانمها اصولا ایشان لازم نیست که حتمأ یک چیزی را در دست بگیرند و اگر هم قرار نباشد ایشان دست خانمها را در دست بگیرند ! بجای ان قرار هم نیست که خود ، خودشان را اینچنین با دو دست گرفته و بفشارند !! خدا را خوش نمیاید ! خب بچه ارادان است که باشد ! اما تا وقتی پول نفت را بسر سفره نصرالله و اسد و چاوز و ... میبرد او پرزیدنتمان است و باید که هوایش را داشته باشیم
    داوید.

    کاریکاتـــور : صندوق ذخیره ارزی
    از کارهای نیـک آهنگ کوثر / روز
    n.kosar@roozonline.com

    محققان اسرائيلی موفق به کشف ابزار ارتباطی باکتریها شدند و ویدیوی مبارزه با باکتریهای تلفنیی HOW to fight back * Cell Phone Bacteria * !? Vidio



    بر گرفته از یدیعوت اخرونوت ـ اسرائیل

    חוקרים ישראלים חשפו את אמצעי התקשורת של החיידקים
    חוקרים באוניברסיטה העברית גילו חומר חדש המאפשר לחיידקים לתקשר ביניהם. המחקר עשוי להוביל לפיתוח סוג חדש של אנטיביוטיקה

    تهیه ، ترجمه و تنظیم : داوید
    بیست و هشتم اکتبـــر ۲۰۰۷

    مسابقه تسلیحاتی باکتریها و انتی بیوتیکها
    محققین اسرائیلی موفق به کشف ابزار ارتباطی باکتریها شدند
    محققین دانشگاه عبری اورشلیم ، موفق به کشف ماده جدیدی شدند که به باکتریها امکان برقراری رابطه را میدهد ! این تحقیق میتواند منتهی به ساخت نوعی از »» انتی بیوتیک « جدید شود .
    محققین دانشگاه عبری اورشلیم موفق به کشف ماده جدیدی گردیدند که برای باکتریها این امکان را فراهم میاورد تا با خودشان رابطه برقرار سازند . این کشف میتواند دارای تحولاتی باشد که منجر به ساختن انواع تازه ئی از داروهای انتی بیوتیکی گردد
    بطور طبیعی معمولأ باکتریها بعنوان موجوداتی »» تک سلولی «« شناخته میشوند ! ولی اکنون این سوال پیش میاید که ایا این شناخت از انان صحیح میباشد ؟! .ایا واقعأ یک باکتری تنها برای خودش زنده است ؟! در سالهای اخیر بر تعداد اینگونه شواهد افزوده شده !.
    * مسابقه تسلیحاتی باکتریها *
    شیوع باکتری»» کلابسیل « سوالی قدیمی را در رابطه با انتی بیوتکها که در یک گزارش در سال ۱۹۹۴ بنام »» گالیله «« توسط ؛ تسیوی عتسمون «« منتشر شده بود به بحث گذاشت که موضوع ان مسابقات تسلیحاتی بین انان و باکتریهارا مطرح میکرد و اینکه چگونه انان موفق به ایجاد مقاومت در مقابل انتی بیوتیکها میگردند ! و سرانجام این سوال را مطرح میسازد که کدامیک از این دو موقق به شکست دیگری میگردد ؟!؟
    بر طبق تحقیقاف دانشمندان باکتریها بطور استثناعی گاهی بصورت موجودات تنها رفتار میکنند ! در حقیقت باکتریها در محیطی زندگی میکنند که موجودات تنها با ایجاد رابطه بین خودی علائمی از رفتارهای بسیار گوناگون از خود نشان میدهند
    بر مبنای این گزارش در تاریخ ۲۶ اکتبر ۲۰۰۷ نیز مصاحبه این محققان اسرائيلی که با مجله معتبر علمی * ساینس * برای توضیح در مورد دست اودرهای مذبور انجام گرفته منتشر گردیده است
    داوید.

    باکتـــــری تلفن دستـــــی را بشناسیم و ان را دفع کنیـــــــــم
    HOW to fight back Cell Phone Bacteria !? .

    Saturday, October 27, 2007

    How Much Do We Know The Real GOD ?! NOAH'S ARK . کشتــــــــــی نوح / چه اندازه ما خدای واقعی را میشناسیم



    NOAH"S ARK : Edward Hicks کشتی نوح اثر : ادوارد هیکس


    Pictures of the Animals : Skirball cultural Center. حیوانات : اسکربال سنتر ، نمایشگاه گشتی نوح








    مقاله ئي از **دکترجاناتان گری
    باستان شناس و محقق استرالیایی

    برگرفته از سایت خوب انتخاب


    تهیه و تنظیم : داوید
    بیست و هفتم اکتبر ۲۰۰۷


    .......... مقدمه : این خیانت به خودمان و خداست اگر که

    من فردی مذهبی نیستم ! و یا حداقل مانند انانیکه از دین منجنیقی ساخته اند و انان را با سنگهای جهالت و دجالت مجهز نموده و
    با پرتاب انان بسوی افکار ادمیانی که هر چه را با منطقی علمی بویژه در مورد * خدا * میپذیرند سعی در نزدیک تر کردن مردم عادی به خود را دارند ! تا به خدا ! عمل نمیکنم . اما به یک چیز معتقدم و بخاطر / و یا از طریق ان خود را فردی معتقد به خدا و دین میدانم و ان ایمان به بودن رابطه ئی * علمی * از انچه که در اطرافمان میگذرد و خدائی که او را از طریق موسی - پیامبر بیش از ۵۰۰۰ سال است که بصورت * مکتوب * میشناسم !. و از انجا که موسی را فردی نمیشناسم عادی و عامی که مانند علف هرز در بیابان روئيده و بزرگ شده باشد ! بلکه او را بعنوان شاهزاده ئی میشناسم که در دامان مقتدر ترین پادشاه زمان پرورش یافته و با برخورداری از همه امکانات اموزشی برای فراگیری از همه نوع فنون علمی ، صنعتی ، بهداشتی و درمانی و فیزیک و شیمی و ریاضیات و عیره نمیتوانسته * خدا * را بصورت موجودی افسانه ئي و قهار بپذیرد که تنها کارش در شبانه روز اینست که در ان بالا بنشیند و نظاره گر اعمال مکروه ادمیان ( منظور خودمان است ! ) مانند نوع پوشش ، ارایش ، اسایش ، رامش و نازش انان گردد و بمجرد دیدن * خلافی * از انان مچشان را گرفته تا بعدأ در جهنم خدمتشان برسد !!.
    بنطر من این خیانت به خودمان و خداست که ما و او را بهمانگونه که بیش از ۵ میلنیوم قبل می شناختتیم و قبول داشتیم هنوز هم ! و وای به حال انانیکه ۵ میلنیوم بعد از ما بخواهند او را هنوز هم مانند ۱۰ میلینیوم قبل پذیرا باشند
    داوید

    کشتی نوح و اکتشافات جدید

    در سال ۱۹۵۹ یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود.
    بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود.
    دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد
    هفده سال از اولین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت . در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود.
    به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای کار آنها باشد زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آنغیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد.
    از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در ۲۵ نوامبر ۱۹۷۸ وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد.
    بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع ۱۸۹۰ متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟»...
    :«... آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟»
    طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا بهنص انجیل عهد قدیم ( تورات ) ، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود.
    بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا ، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد . برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد .
    وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل ، پنگوئن ، ماهی ، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری تأییدی بر این واقعیت است . این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند.

    تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید؟

    داستان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند.

    تکنولوژی پیشرفته کشتی

    اینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد ؟ ایا ساخت یک کشتی با دست خالی و با امکانات ان زمان به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما ، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟ باید کار جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید انجام می شد.

    کشف سنگ واره و فسیل حیوانات

    خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها و بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱ «گرگ برور» باستان شناس ، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند ، به بیرون افتاده بود . به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است.. در تورات : فصل افرینش بخش زندگی نوح ایه ۱۴ עשה לך תבת עצי – גופר קינים תעשה את – התיבה וכפרת אותה מבית ומחוץ בכפר ! ( برای خود از چوبهای کاج کشتی بساز ، در کشتی اطاقکها بنا کن و ان را از درون و بیرون با قیر اندوده کن ...... ) ... و در قران : .و اصنع الفلک باعیننا و وحینا / سوره هود، آیه ۳۷ / و کشتی بساز زیر نظر ما و مطابق وحی ما

    آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید کرده است

    باستان شناسان با کشف رگه ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتی بکار رفته اند
    تصویر برداری های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست.
    به نظر می رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال نوح توانسته از آن بهره مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می کند.
    اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکاررفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می کند.
    در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند.
    دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود.
    کشف یک لایه غلافی و کپسولی شکل در داخل کشتی از این جمله بود که در واقع کشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می کرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی کشتی، حفره ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه ای را تأیید کرد. در این آزمایشها که به «رادار اسکن» یا «اسکن های راداری» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه ای بزرگ که هر کدام چهار متر و ۲۰ سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یک از آنها کمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیکی تنها در ورودی کشتی وجود داشته اند. در یکی از آزمایشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگری ترکیه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشکیل شده است. این سه لایه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبیده بودند . .در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد . کتیبه ئی که حد اقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهکی ، در سمت چپ ، تصویر رشته کوههایی دیده می شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد . در سمت راست ، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است... در بالای سنگ کتیبه ، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد

    ..در پایان به برخی نکات در تأیید تحقیقات اشاره می کنیم:
    ۱ : در تورات کتاب اسمانی و پایه دیگر کتابهای ادیان الهی امده : ותנח התיבה בחודש השביעי שיבעה עשר יום לחודש על הרי אררט روز هفدهم از ماه هقتم کشتی روی کوههای ارارات قرار گرفت
    ۲ : -قرآن کتاب مقدس مسلمانان ، می گوید که کشتی نوح بر روی کوه «جودی» نشسته است . کوهی که در حال حاضرکشتی مورد نظر بر آن قرار دارد به ترکی «کودی» داغ یا همان کوه «جودی» نام دارد.
    ۳ : آشور نصیرپال دوم، پادشاه آشور ( ۸۵۹ - ۸۸۳ قبل از میلاد ) مدعی بود که کشتی نوح در محلی به نام نی سیر پهلو گرفته است. در فاصله کمتر از ۵۰۰ یاردی محل کشتی، دهکده ای وجود دارد که اوزون گیلی نام دارد و پایین تر از آن بر روی نقشه های بسیار قدیمی، محلی به نام نی سیر یا نسیر مشاهده می شود
    هم اینک دولت ترکیه با اعزام گروههای باستان شناس، کشتی را مورد حفاظت قرار داده و برخی از یافته های باستان شناسان برای حفاظت و مراقبت بیشتر، مورد توجه ویژه قرار گرفته اند. کشف چهار ستون فلزی فسیل شده که هرکدام ۱۲۰ سانتی متر طول دارند و از بخشهای مهم در ساخت کشتی بوده اند، از جمله این اشیاء است که هم اکنون در تملک وزارت معادن و فلزات ترکیه قرار دارد.
    در دل کوههای آرارات در نزدیکی مرزهای ایران و ترکیه، جسم عظیم فسیل شده ای قرنهاست که آرمیده و طوفان مهیب را پشت سرگذاشته است. کشتی بزرگ و مجهزی که یکی از پیامبران خدا را در رسالتش یاری داده است. این فسیل غول پیکر، راز و رمزهای بسیاری در دل خود نهفته دارد. ماجرای آن قرنهاست که مورد توجه بوده و دهها سال کانون کاوش ها و کنجکاویها خواهد بود. تحقیقات هم چنان ادامه دارد.

    نمایش فیلم کارتونی از داستان کشتی نوح که توسط کمپانی دیزنی سالها قبل تولید شده

    Friday, October 26, 2007

    شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد فریبنده زاد و فریبا بمیرد





    مـــــــــــرگ غم انگیـــــــــــز دولفینهــــــــــــــا

    سایت خبر گزاری انتخاب
    چـــــــهارم ابان ماه ۱۳۸۶
    تهیــــــه و تنظیـــــــم داوید

    آب دريا لاشه ۷۲ دولفین را در شهرستان جاسک به ساحل اورد
    اين دومين بار است که آب لاشه دلفين ها را در شهرستان جاسک به ساحل آورده است. دوم مهر ماه امسال نيز لاشه ۷۹ قطعه دلفين در سواحل منطقه آب کوهي جاسک ديده شد
    لاشه دلفين ها عصر ديروز در شعاع ۵۰۰ متری از نوار ساحلي در منطقه کوه مبارک شهرستان جاسک ديده شد . شماري از دلفين ها که نيمه جان بودند با کمک اهالي و صيادان بومي به دريا برگردانده شدند اما دوباره به ساحل برگشته وتلف شدند.
    مدير کل حفاظت محيط زيست استان هرمزگان گفت: بر روي لاشه دلفين ها هيچگونه آثار جراحت و ضربه ديده نشده فقط از دهان ، بيني و چشم يکي از آنهاخون آمده است که احتمالا براثر قرار گرفتن در معرض آفتاب است.
    دلفين هاي تلف شده از نوع بيني بطري ومعمولي است
    مهرداد کتال محسني افزود: علت مرگ دلفينها در دست بررسي است.
    مدير کل حفاظت محيط زيست هرمزگان مرگ ۷۹ دلفين در مهر ماه امسال را صيد کشتيهاي صنعتي اعلام کرد و گفت با توجه به مشترک بودن زيستگاه و خوراک دلفين ها و تن ماهيان ، آنها همواره در معرض خطر گير افتادن در تورهاي بزرگ کشتيهاي صيادي قرار دارند.
    دلفين ها بازيگوش هستند و هميشه نزديک شناورها حرکت مي کنند.
    مهرداد کتال محسني گفت درصيد يکي از کشتيهاي صنعتي در اواخر شهريور امسال ۶۰ درصد ماهيهاي تن وبا ارزش ۴۰ درصد صيد دلفين ها وماهيان غيراقتصادي و اقتصادي بود که متاسفانه به دريا برگردانده نشدند و از بين رفتند.
    ارزش هر دلفين ۴۰ ميليون ريال است
    در آبهاي خليج فارس و درياي عمان حدود ۱۳ گونه دلفين شناسايي شده است که در فهرست گونه هاي در معرض خطر نابودي قرار دارند.
    از ابتداي امسال لاشه ۵ نهنگ در سواحل بندرلنگه – قشم – جاسک- و بندرعباس نيز ديده شده است.
    تخريب زيستگاههاي لاک پشتهاي خليج فارس در سواحل جزيره هرمز، از بين رفتن جنگلهاي حرا در قشم وچندل در جاسک براثر طوفان حاره اي گونو ، رشد ناگهاني جلبکها در سواحل بندرعباس بطول ۲۰ کیلومتر و سفید شدن ایستگاههای مرجانی در جزیره کیش و الودگی نفتی در ۸ کیلومتری از سواحل بندر عباس از حوادث زیست محیطی است که امسال در هرمزگان رخ داده است
    شهرستان جاسک در همسایگی با دریای عمان ، بعنوان شرقیفرین نقطه استان هرمزگان و در فاصله ۳۰۰ کیلومتری بندر عباس
    واقع شده است

    هرگز دلتان برای دالفینها سوخته ؟! اصلأ برای کسی دلتان سوخته ؟! برای خودتان را نمیگویم

    Where is RON ARAD ?!. ران اراد در ایران نیست ! ران اراد در لبنان نیست ! ران اراد در کجاست ؟!؟!.



    ران اراد در یکی از اخرین عکسهایش


    وزیر کشور رژیم جمهوری اسلامی
    ران اراد در ایران حضور ندارد

    مقاله ئی از : روئی تخمیاس
    اسرائیل
    تهیه ، ترجمه و تنظیم : داوید
    اکتبر ۲۶ / ۲۰۰۷

    اقای مصطفی پور محمدی وزیر کشور جمهوری اسلامی طی مصاحبه ئی که با وی از طریق روزنامه »» الرای «« چاپ کویت انجام گرفت وجود و حضور * ران اراد * کمک خلبان اسرائیلی که در حین عملیات نیروی هوائی اسرائیل در سال ۱۹۸۴ بر اثر سقوط هواپیمایش بر فراز لبنان بدست حزب الله گرفتار شد و انگاه طبق اعتراف اقای » دریانی « ،( فردی که از خانه اش توسط کماندوهای اسرائیلی در شمال لبنان دزدیده و به خاک اسرائیل اورده شد ) چندی بعد که از دست به دست شدنهای متعدد * اراد * بین جناحهای مسلمان لبنانی گذشت او را درنهایت در مقابل دریافت ۳۵۰ هزار دلار به رژیم ایران فروختنه و او را سالم در اختیار انان قرار دادند ! را در ایران نه تنها انکار کرد بلکه اسرائیل را با طرح این سوال که اگر ادرسی از جائيکه احتمالأ او در انجا نگهداری میشود در ایران دارد پس انان را در اختیار جمهوری اسلامی قرار دهد تا ما او را برایشان بیابیم ! به چالش کشید . اقای پور محمدی بنا به سیاست همیشگی دولتهای ایران که بمجرد بمیان امدن نام * ران اراد * مسئولیت مساله ی بی پایه و ریشه ی ناپدید شدن ۳ تن از دیپلماتهای ایرانی همراه با راننده ی انان را که بزعم رژیم ایران در اوایل سالهای ۸۰ میلادی در خاک لبنان اتفاق افتاده با موضوع * ران اراد * در هم میامیزند و تعیین سرنوشت ان به اصطلاح مفقودان را به عهده اسرائيل میگذارند ! مجددأ از دولت اسرائيل خواستار پی گیری موضوع ان مفقودان گردید.
    موضوع * ران اراد * بتازگی وقتی برای چندمین بار بر سر زبانها افتاد که حزب الله درمراحل تبادل اسرا که چندی قبل بین انان و دولت اسرائیل انجام گرفت با در اختیار گذاردن یکی از اخرین عکسهای * ران اراد * در حالیکه در ان با ریش بلند بر صورت دیده میشد و همچنین نامه ئیرا که در سال ۱۹۸۶ به همسرش نوشته و در ان از کلمات عاشقانه ئی که معمولا بین ان دو رد و بدل میشده سخن بمیان اورده بود که با شناسائی خط وی انجام گرفت ! از جانب رئیس برنامه های باز یابی مفقود شدگان جنگی ارتش اسرائیل به همسر نامبرده ارائه شد !. همراه با این مدارک گزارش حزب الله که حاکی از عدم موفقیت انان در یافتن ردی از * ران اراد * بوده است که به گروه مذاکره کننده تبادل اسرا از صلیب سرخ داده شده است نیز دیده میشود
    داوید
    ران اراد و فرزندش قبل از حادثه

    مصطفی پور محمدی وزیر کشور جمهوری اسلامی



    בראיון לעיתון כווייתי מכחיש שר הפנים האיראני כי לארצו יש מידע כלשהו בעניינו של הנווט הנעדר, רון "אם יש לכם את הכתובת בה הוא נמצא - תנו לנו אותה כדי שנוכל ללכת ולהביא אותו", אמר, והוסיף: האיש לא נמצא באיראן

    לאיראן אין כל מידע בעניינו של הנווט הנעדר, רון ארד. כך טוען הבוקר (יום ו') שר הפנים של איראן, מוסטפא פור מוחמדי. בראיו לעיתון הכוויתי "א-ראי" הכחיש השר כי רון נמצא בשטח איראן, ואיתגר את ישראל: "אם יש לכם את הכתובת בה הוא נמצא – תנו לנו אותה כדי שנוכל ללכת ולהביא אותו. האיש לא נמצא באיראן", אמר.
    מכתב מרון
    תמי זיהתה את כתב היד / ynet
    ביום חמישי שעבר זומנה רעייתו של הנווט השבוי למשרדיו של הממונה על המשא ומתן בעניין השבויים והנעדרים. שם, מאחורי הדלת הסגורה, קראה מכתב של רון שנה - מכתב שהעביר חיזבאללה במסגרת העסקה הקטנה"
    לכתבה המלאה

    כפי שנוהגת איראן לעשות בכל פעם שעולה שמו של רון ארד, הזכיר השר האיראני כי גם לטהרן יש ארבעה נעדרים שלא ברור מה עלה בגורלם. טהרן, אמר, לא קיבלה עד היום שום מידע על ארבעת הדיפלומטים שלה שנעלמו . "עליכם לדעת גם שיש לנו ארבעה דיפלומטים איראנים שנחטפו ואיננו יודעים דבר על מקום הימצאם. אנו מקווים שגם הם יימצאו ויחזרו לחיק משפחותיהם בשלום ובבטחה".

    שמו של רון ארד עלה באחרונה מחדש לכותרות שנה, במסגרת העסקה שערכה עם חיזבאללה. המכתב הוצג בשבוע שעבר לרעייתו של הנווט תמי שזומנה לפגישה עם הממונה מטעם ראש הממשלה על המשא ומתן בעניין השבויים והנעדרים, עופר דקל, בקרייה בתל אביב. מייד עם תחילת הפגישה נמסר לה המכתב שכתב , חודשים אחדים לאחר שנפל בשבי. כמו כן נמסר לה צילום חדש של רון מן השבי.

    בין השאר, הצביעה ארד במהלך הקריאה על שמות החיבה
    מודעה


    שבהם היא ורון השתמשו, שצויינו במכתב. כמו כן זיהתה את כתב ידו של רון.

    עוד דווח כי במסגרת העסקה הועבר לישראל גם פרק המבוא בדו"ח שחיברו אנשי חיזבאללה על המאמצים והפעולות שנקט הארגון כדי לנסות לפתור את תעלומת גורלו של הנווט הישראלי. המסקנה שעלתה מהדו"ח היא שחיזבאללה נכשל במציאת התשובה.

    במערכת המדינית-ביטחונית בוחנים בימים אלה את פרק המבוא לדו"ח. יצויין כי כבר יממה לאחר העסקה עם חיזבאללה פרסם העיתון הלבנוני "אל-אחבאר" כי מסמכים בכתב ידו של הנווט הנעדר הועברו לישראל

    Thursday, October 25, 2007

    سیزدهمین سالگرد عقد قرار داد صلح بین کشورهای اردن و اسرائیل



    یدیعوت اخرونوت / اسرائیل
    تهیـه ترجمه و تنظیم : داوید
    بیست و ششم اکتبــر ۲۰۰۷

    سیزده سال پیش سرانجام در چنین روزی بعد از سالها مذاکرات غیر رسمی و پنهانی که بین کشورهای اردن هاشمی و اسرائیل در جریان بود قرار داد صلح با حضور زنده یاد ملک حسین پادشاه وقت اردن و زنده یاد ایتسخاک رابین نخست وزیر وقت اسرائيل و بیل کلینتون رئیس جمهور وقت ایالات متحده امضا گردید که در نتیجه منجر به گشوده شدن مرزهای بسته انان بروی هم و برپائي روابط در سطح گشایش سفارتخانه ها درکشورهای یکدیگر در سال ۱۹۹۴ میلادی گردید

    לאחר שנים של מגעים לא רשמיים וחשאיים בין שתי המדינות, נחתם הסכם שלום בין ישראל
    לירדן, אשר פתח את הגבולות בין שתי המדינות והביא לכינון הדדי של שגריריות 1994

    Wednesday, October 24, 2007

    California Burning !! کـــالیـفـــــــرنیــــــا در اتـــــش


    تهیه و تنظیم : داوید

    LATEST NEWS,
    ESTIMATED DAMAGES DUE TO THE BURNING DISASTER IN SOUTH CA. MINIMUM $$$1 MILLIARD IN CASH ! 1500 BURNED HOUSES ! 3 DEAd & 40 INJUREd INCLUDING FIRE FIGHTERS !.

    اخرین خبرها از فاجعه اتش سوزی مهیبی که در جنوب کالیفرنیا در جریان است حاکی از سوختن کامل ۱۵۰۰ خانه ۳ کشته ! ۴۰ مجروح و وارد امدن بیش از ین میلیارد دلار خسارت مالی میباشد


    مسئولان بلندپایه در ایالت کالیفرنیا در آمریکا می گویند هزینه جبران صدمات ناشی از آتش سوزی گسترده در این ایالت، به حداقل یک میلیارد دلار رسیده است.

    این آتش سوزی نواحی جنوبی این ایالت را در بر گرفته است و مسئول خدمات اضطراری در ناحیه سن دیگو گفت این رقم تنها خرابی وارد شده به خانه های ساکنین را شامل می شود و رقم نهایی هزینه ها بسیار بیشتر است . او ادامه داد بیش از ۵۰۰ هزار نفر در کالیفرنیا خانه های خود را ترک کرده اند و از زمان توفان کاترینا، این بزرگترین عملیات تخلیه انسانی است که در آمریکا انجام می شود .

    تندبادهای آتش افروز
    ناحیه سن دیگو متحمل شدیدترین صدمات شده است
    موریس لاک، سخنگوی نیروهای آتش نشان گفت: " ما با بادهایی به سرعت ۷۰ کیلومتر در ساعت مواجه بوده ایم. ما با مشکل گدازه ها حدود ۱۰۰ مایل در ساعت و خاکستر گرم ناشی از آتش مواجه هستیم که باد آنها را حدود یک کیلومتر دورتر از محل آتش با خود می برد و فرو افتادن این خاکستر زیر سقف خانه ها یا در میان علفهای خشک، همه جا را به آتش میکشد
    میچ مندلر، یک آتش نشان سن دیگو در توصیف مشاهدات خود می گوید: "انگار روز قیامت شده ! اوضاع بیشتر به اخر زمانشباهت دارد هزار خانه در خواست تخلیه مسئولان می گویند تنها در ناحیه سن ‌دیگو به ۳۴۶ هزار خانه در خواست تخلیه فرستاده شده که شامل ۵۶۰ هزار نبر میشود اما از این تعداد تنها حدود ۳۲۱ هزار نفر از منطقه خارج شده اند .
    گفته می شود حدود ۱۰ هزار نفر شب را در استادیوم کوالکام گذرانده اند و بسیاری هم در مدارس و مراکز تجمع مستقر شده اند . از اتوبوس های مدرسه و آمبولانسها برای انتقال صد ها نفر از بیمارستانها، آسایشگاه ها و بازداشتگاه ها استفاده شده است.
    آرنولد شوارتزنگر، فرماندار کالیفرنیا، از جورج بوش خواسته است اهمیت این حادثه را به اندازه یک "فاجعه عظیم" بالاببرد..
    او گفت: "این فاجعه آنقدر شدید است که واکنش موثر به آن ورای قابلیتهای نیروها و مقامات ایالتی است
    به دنبال چهار روز آتش سوزی های طبیعی افسارگسیخته در ایالت کالیفرنیا که باعث بزرگترین تخلیه ساکنان از زمان توفان کاترینا شده است، جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا، این ایالت را یک ناحیه فاجعه دیده عمده اعلام کرده است.
    این آتش سوزی باعث مرگ سه و مجروح شدن ۴۰ نفر شده و ۱۵۰۰ خانه را نیز سوزانده است .
    این بزرگترین عملیات تخلیه انسانی است که از زمان توفان کاترینا در آمریکا انجام می شود که دران بیش از ۵۰۰ هزار نفر مجبور به ترک خانه های خود شده اند .
    کارشناسان آب و هوا می گویند شدت بادهای تند و گرم سانتا آنا که عامل اصلی آتش سوزی ها بود درحال افت کردن است که شرایط بهتری را برای مهار آتش فراهم می آورد. در اوج وزش این بادها سرعت آن به بیش از ۱۰۰ کیلومتر در ساعت می رسید . .اکنون به حداکثر ۵۸ کیلومتر در ساعت افت کرده است .
    آرنولد شوارتزنگر، فرماندار کالیفرنیا، "همکاری عالی" و "واکنش سریع" دولت های فدرال، ایالتی و سازمان های محلی را ستایش کرد.
    وی همچنین از جورج بوش برای امضای اعلامیه فاجعه تشکر کرد. آن اعلامیه منابع دولت فدرال را در اختیار دولت ایالتی، خانواده ها و افراد مصیبت دیده قرار می دهد.
    هم اکنون آتش سوزی در ۱۶ نقطه در جنوب کالیفرنیا در جریان است
    پیشتر در روز سه شنبه آقای بوش در هفت کانتی این ایالت وضعیت اضطراری اعلام کرده بود. وی روز پنجشنبه به کالیفرنیا سفر خواهد کرد.
    CALIFORNIA BURNING کـــــــالیــــفـــــــرنیـــــــــا در اتــــــــــــــــش

    Golden Statue for Iranian short film maker !! برندگان فستیوال فیلم ‌های کوتاه ایرانی در نیویورک


    بــــر گرفتـــــــه از : بخش رادیو سیتی / رادیو زمانه
    برندگان فستیوال فیلم ‌های کوتاه ایرانی در نیویورک
    بیست و چهارم اکتبر ۲۰۰۷
    تهیه و تنظیم : داوید

    تندیس طلائـــــــــي بـــــــرای * فصــــــــــل خـــــــــاک * اثـــــــر شاهــــــــــرخ بحـــــــــرالعمـــــومــــــــی

    فیلم داستانی فصل خاک ساخته شاهرخ بحرالعلومی تندیس طلائی و جایزه نقدی ۳۰۰۰ دلاری نخستین فیلمهای ایرانی در نیویورک را دریافت کرد . در این فستیوال که از ۱۹ تا ۲۱ اکتبر در مرکز اسیائی نیویورک در منهتن برگزار شد ۲۱ فیلم کوتاه از ساخته های فیلمسازان ایرانی و خارجی از سراسر جهان به نمایش در امد .
    فیلم «فصل خاک» داستان زندگی مرد آجرپزی است که دچار بیماری آسم می ‌شود و فرزندان او به ناچار کار او را به عهده می ‌گیرند. فیلمنامه این فیلم نوشته بهمن قبادی است و کارگردان آن سال ‌ ها دستیار مسعود کیمیایی در فیلم ‌های سلطان، اعتراض و فریاد بوده و اکنون در کانادا زندگی می ‌کند .
    علاوه بر فصل خاک ، فیلم کوتاه * فقط انتظار * ساخته حامی رمضان از فنلاند به عنوان بهترین فیلم داستانی کوتاه شناخته شد و جایزه دو هزار دلاری فستیوال را دریافت کرد. فقط انتظار فیلمی بدون کلام است که بر اساس تجربه شخصی فیلمساز و زندگی او در اردوگاه پناهندگان در یوگسلاوی ساخته شده است .
    امیر، پسر کوچکی است که با پدرش در کمپ زندگی می ‌کند و روزهای عذاب ‌آور دی ‌پورت شدن را انتظار می ‌کشد. فیلم تصویری تکان ‌دهنده و دردناک از موقعیت پناهندگان در جهان امروز است. صحنه ای که پدر امیر، رگ دستش را با تیغ می ‌ برد بسیار دل ‌خراش و دردآور است .

    حامی رمضان فیلمساز ایرانی مقیم انگلستان است که در رشته فیلم و ویدیو درس می ‌خواند. وی سال ‌ها به عنوان پناهنده در فنلاند زندگی کرده است

    جایزه بهترین فیلم مستند فستیوال (دو هزار دلار) به فیلم «زیر خاک خانه پدری» ساخته ناصر زراعتی نویسنده، منتقد و فیلمساز ایرانی مقیم سوئد تعلق گرفت. این فیلم درباره تجربه تلخ روشنفکران و نیروهای سیاسی ایران در سال ‌های دهه ۶۰ است . در روز ‌هایی که آن ‌ها از ترس دستگیر شدن، کتاب ‌ها، مجله ‌ها ، روزنامه ‌ها و یادداشت ‌هایشان را زیر خاک دفن می ‌کردند .

    جایزه ویژه هیأت داوران نیز به طور مشترک به فیلم ‌های «حرف زدن ماهی» ساخته حسن صلح ‌جو و « اما اگر بهار نیاید» ساخته علیرضا درویش اهدا شد. «حرف زدن ماهی» فیلمی درباره عشق دوران کودکی است. سیمون کودکی است که پدر و مادرش هر دو کار می ‌کنند و دختر جوان و زیبایی در نبود آن ‌ها از او پرستاری می ‌کند. آن ‌ها رابطه دوستانه خوبی با هم دارند؛ اما سیمون به تدریج عاشق دختر می ‌شود تا این که یک روز او را می ‌بیند که پسر جوانی را در خیابان می ‌بوسد. پس از آن است که حسادت آغاز می ‌شود و رابطه خوب آن ‌ها رو به تیرگی می ‌رود .
    حسن صلح ‌جو از فیلمسازان قدیمی فیلم ‌های کوتاه است و فیلم کوتاه زیبای فصل شب او جوایز زیادی از فستیوال ‌های فیلم به دست آورده است. وی هم ‌اکنون مقیم لندن است و تهیه ‌کننده بخش فارسی بی ‌بی ‌سی است .

    «اما اگر بهار نیاید» نیز فیلم انیمیشنی در باره سفر یک زن در جستجوی خویشتن، رؤیاها و جایگاه واقعی ‌اش در میان امور غیرممکن است.

    جایزه هزار دلاری بنیاد زیبا (یکی از اسپانسرهای اصلی این فستیوال) نیز به فیلم «بیستون و رازهایش» ساخته کتایون افروز فیلمساز ایرانی مقیم آمریکا تعلق گرفت. این فیلم، مستندی در باره کتیبه داریوش است. کتایون افروز فارغ‌ التحصیل فیلم و تلویزیون است و قبلاً فیلم «ابیانه، دهکده سرخ» را ساخته است.
    ریچار پنا رئیس هیأت انتخاب فستیوال نیویورک، گادفری چشایر منتقد فیلم نیویورکی و میلتون گینزبورگ نویسنده و فیلمساز آمریکایی داوری بخش مسابقه این فستیوال را به عهده داشتند.

    فستیوال فیلم ‌های ایرانی نیویورک که با مدیریت بهمن مقصودلو، تهیه ‌کننده و منتقد سینما و با پشتیبانی بنیاد زیبا برای نخستین بار در آمریکا برگزار شد، همچنین مروری داشت بر آثار کامران شیردل مستندساز برجسته ایرانی.

    علاوه بر فیلم ‌های ایرانی، فستیوال فیلم ‌های کوتاه نیویورک، در بخش ویژه ای تعدادی از فیلم ‌های کوتاه برگزیده تاجیکستان و افغانستان را نیز به نمایش ‌گذارد. همچنین در بخش چشم ‌انداز این فستیوال، هفت فیلم کوتاه از ساخته ‌های محسن مخملباف،
    سمیرا مخملباف، حنا مخملباف و مرضیه مشکینی نیز به نمایش در آمد .

    کلیپی کوتاه از یکی از کارهای محسن مخملباف

    Another prestigous prize for another Iranian woman !! جایزه ممتازی دیگر برای خانمی ایرانی


    ایا چه اینده ئی در انتظار اوست ؟! هوو بسرش میاورند و یا خود هووی دیگری میشود ؟!؟!؟!

    بر گرفتـه از رادیو زمانـــــــــــــه
    متن مصاحبه خانم مریم محمدی
    با خانم فریـبا داودی مهاجـــــــر
    برنـده جایـزه حقوق بشر نخست
    بیست چهـــارم اکتبـــــــر ۲۰۰۷
    تهیه و تنظیم :‌داوید

    یـــــک جایــــــــــــزه ‌ی دیگــــــــــــر بـــــــــرای زن ایـــــــرانــــــــــــی

    در فروردین ماه امسال شعبه ۶ ‌دادگاه انقلاب تهران خانم فریبا داودی مهاجر، عضو هیات مدیره انجمن روزنامه نگاران زن را در حالی که در خارج از کشور بسر می ‌برد، به جرم اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم به چهارسال زندان محکوم کرد دوشنبه گذشته ۲۳ مهرماه به گزارش پایگاه اینترنتی * سازمان هیومن رایتز فرست * در نیویورک این سازمان جایزه حقوق بشر نخست خود را به خانم فریبا داودی مهاجر به پاس فعالیت ‌های ایشان در حوزه ‌ی حقوق بشر و زنان اهدا کرد. در این مورد با ایشان گفت ‌وگویی کرده ‌ایم و نخست از خانم داودی خواستیم تا توضیحاتی در مورد این سازمان، جایزه ‌ای که به وی تعلق گرفت و مناسبت آن بگویند:
    ـ * سازمان هیومن رایتز فرست * که دفتر اصلی ‌شان در نیویورک هست و یک سازمان حقوق بشری ‌ست و در کشورهای مختلف دنیا هم فعالیت حقوق بشر دارد، هرساله جایزه ‌ی حقوق بشر خودش را به یکنفر از فعالان حقوق بشر در دنیا اهدا می ‌کند. امسال این جایزه از میان کاندیداهای مختلفی که بود به من تعلق گرفت. البته به نظر من این جایزه بطور واقعی متعلق به تمام فعالان جنبش زنان در ایران و تمام فعالان جنبش حقوق بشری حتا می ‌تواند در دنیا باشد. بخاطر اینکه بهرحال من یک عضو کوچک از حرکتی هستم که در ایران هست و بهرحال این جایزه به آنها تعلق دارد. البته در آن وب ‌سایتی هم که خودشان دارند به این موارد اشاره شده و خودشان اشاره کرده ‌اند که به دلیل فعالیت ‌های حقوق بشری و به دلیل فعالیت ‌هایی که در زمینه ‌ی زنان و بعنوان یکی از اعضای «کمپین یک میلیون امضاء» این جایزه را به من داده ‌اند که من در مراسمی که چند روز پیش در نیویورک برگزار شد این جایزه را به تمام فعالان زن درایران متعلق دانستم، به زنانی که در «کمپین یک میلیون امضاء» فعالیت می ‌کنند، به زنانی که در کمپین ضد سنگسار فعالیت می ‌کنند، حتا به زنانی که در کمپین ورود به ورزشگاه ‌ها هستند و نه تنها به فعالان جنبش زن، بلکه به دختران و زنانی که خشونت را پشت درهای بسته تحمل می ‌کنند و آرزوی دنیای بهتری را در سر دارند و به تمام صداهای خاموش زنان ایرانی.

    با توجه به مشکلاتی موجود و هزینه ‌ای که زنان و دختران ایرانی تاکنون برای این مجموعه فعالیت ‌ ها پرداخته ‌اند و می پردازند‌ ایا شما فکر می ‌کنید که دستاوردهای تا کنونی شما مناسب بوده ، قابل توجه بوده است ؟

    بله! مسلم است که تمام این حرکتها می ‌توانند سرنوشت ‌ساز و تاثیرگذار باشند و می ‌توانند در آینده ‌ی کشور ایران موثر بوده و در وضعیت کنونی بسیار بسیار موثر باشند. به نظر من اگر آینده ‌ ایران را واقعا بخواهیم بدانیم که چه کسانی رقم می ‌زنند، باید ببینیم زنان در اذهان خودشان و نسبت به نقش ‌هایی که برایشان تعیین شده است چگونه فکر می ‌کنند و مایل هستند این نقش ‌ها را چگونه باز تعریف بکنند و چه تعریف دو باره ‌ای از خودشان به جامعه ارائه بکنند. به دلیل اینکه بهرحال تعریف سنتی از زن ایرانی، زنی که دچار تحول است و در حال گذار است تعریف درستی نیست و می ‌تواند جامعه را با آسیب ‌های مختلفی روبه ‌رو بکند. من اعتقاد جدی دارم که تمام حرکت ‌های این دوستان درست، بجا و مناسب زمان خودش بوده است. همه حرکت ‌هایی که کرده ‌اند، حالا چه حرکت ‌های خیابانی و چه حرکت ‌هایی که در جهت آموزش و پژوهش و جمع کردن این یک میلیون امضاء داشته ‌اند، یا تحرکاتی که علیه سنگسار و حرکت ‌هایی که برای ورود به استادیوم ‌ها داشته ‌اند و یا اخیرا مانیفیست زنان دارد نوشته می ‌شود. بهرحال تمام اینها تاثیرگذار است. زنان این کارها را می ‌کنند وهزینه ‌ اش را هم هر کسی به اندازه خودش پرداخت می ‌کند. «کمپین یک میلیون امضاء» کمپینی ‌ست که شاخصه ‌های فراوانی دارد و این شاخصه ‌ها می ‌تواند الگوی حرکت ‌های اجتماعی در ایران باشد، مثل استقلال ‌طلبی ‌اش، مثل غیرایدئولوژیک بودنش، مثل شفافیتی که وجود دارد و اینکه رهبری از بالا در آن نیست و رهبری جمعی وجود دارد و تاثیرهایی که می ‌تواند بگذارد، مشارکت اجتماعی را افزایش می ‌دهد و مردم می ‌توانند متوجه بشوند که با یک امضاء می ‌توانند چقدر تاثیرگذار باشند.

    آیا شما در کمپین یا مجموعه فعالیت ‌هایی که در امور زنان دارید، برنامه ‌ای برای ایجاد ارتباطات یا نزدیکی با سایر گروه ‌های زنان دارید یا خیر؟

    سه سند ابتدایی نوشته شده است که این سه سند ابتدایی می تواند میثاق همه افرادی باشد که به دنبال اخذ این مطالبات هستند. حالا هرکسی که این سه سند را مطالعه می ‌کند و فکر می ‌کند این سه سند می ‌تواند مورد نظرش باشد، می ‌تواند به ‌پیوندد. ولی اینکه بطور مشخص کمپین به سراغ افرادی رفته باشد... چون ببینید، در کمپین به این شکل نیست که همه دستورها از بالا داده بشود یا دستورهای مشخص و معینی باشد که مثلا بعضی از افراد ممکن است به لابی معتقد باشند و خودشان بروند با بعضی افراد لابی بکنند و بعضی ‌ها هم می ‌توانند معتقد باشند که مثلا می ‌شود با روحانیون لابی کرد و به اندازه ‌ی خودشان می ‌روند لابی می ‌کنند. خوبی کمپین در واقع این است که هیچ محدودیت یا محدوده ‌ای ایجاد نمی ‌کند برای فعالان آن و فکر می ‌کند خب اگر کسی معتقد به لابی هست می ‌تواند برود لابی بکند و اگر کسی معتقد نیست ، می ‌تواند در چارچوب نظرات خودش فعالیت بکند. و البته اثرات خودش را هم گذاشته است ، به این ترتیب که شما می ‌بینید یک اظهار نظرهایی از سوی خانم ‌های نماینده مجلس نیز مطرح شده است، مثلا در مورد برابری در دیعه یا رییس مجمع تشخیص مصلحت . اینها نشان می ‌دهد که به مرور زمان شما می ‌توانید با ممارست و با آموزش و با پیگیری مسایل و خواسته ‌های خودتان را به جامعه و حکومت انتقال بدهید و به آنها بگویید که به ‌هرحال این مطالبات، مطالبات آحاد ملت ایران می ‌تواند باشد، یا بخشی از جامعه ایرانی.
    مریم محمدی

    Monday, October 22, 2007

    Saul Friedlander the Jewish Winner ! 2007 German book trade's peace prize !! پژوهشگر بزرگ هولوکاست و برنده یهودی جایزه صلح اتحادیه ناشران المان ۲۰۰۷

    با تشـکر از رادیــــــــو زمانـــــــه
    مقاله ئي تحقیقی از : علی جمالی
    بیست و سوم اکتبــــــــــر ۲۰۰۷
    تهیــــــــــه و تنظیـــــــــــم : داوید
    *
    پژوهشگر بزرگ هولوکاست و برنده یهودی جایزه صلح اتحادیه ناشران آلمان اکتبر ۲۰۰۷

    شائول فریدلندر ، اوا دهنده ی پر طنین صدا ها و خاطره های سوخته و خاکستر شده ی قربانیان هالوکاست و دیگر اردوگاههای مرگ ! و برنده ی جایزه صلح سال ۲۰۰۷ اتحادیه ناشران المان متولد پراک در۱۱اکتبر ۱۹۳۲ است . خانواده وی ازطبقه متجدد و فرهنگی یهودی و غیر مذهبی بشمار میامدند . انان پیش از ورود المانها به پراک از انجا به فرانسه گریختند و بعد از تقریبأ ۱۰ سال زندگی توام با ترس و پنهانکاری هویت ، در ماه اگوست سال ۱۹۴۲ بخاطر جلوگیری از لو رفتن بدست گشتاپو ( پلیس مخفی نازیها ) توسط فرانسویهای خود فروخته و روسپی صفت که در ان زمان اوج همکاری انان با نازیها بود که از طریق حکومت دست نشانده شان بنام ( ویشی ) انجام میگرفت ! ناچار به ترک انجا نیز گردیدند و بمنظور نجات جان کودک خردسالشان اورا به مدرسه ئي شبانه روزی کاتولیک سپردند که با موافقت خودشان بچه غسل تعمید داده شد ! . انان بهمچنین مبلغ ۶۰۰۰ فرانک و یک البوم تمبر و یک دستبند طلا را نیز برای پرداخت مخارج کودک دلبندشان از طریق افراد مذهبی مسیحی مطمعن برای انان فرستادند ! . او در سال ۱۹۴۵ که دریافت پدر و مادرش را بر اثر فجایع المانیها از دست داده دست از مسیحیت کشید ! و به کشور در حال تاسیس اسرائیل مهاجرت و در جنگهای استقلال ان که با همسایگان عرب و مسلمانان جهان انجام گرفت شرکت نمود . او تحصیلاتش را در دانشگاه تل اویو و پاریس و زنو در رشته شناخت هالوکاست ادامه داد و یکی از برجسته ترین پژوهشگران در این رابطه گردید . از او که هم اکنون در لوس انجلس زندگی میکند کتابها و اثاری متعدد همراه با جوائز مهم بین المللی بجا مانده که انان را میتوان از کتابخانه های دانشگاه * یو سی ال ا * تهیه نمود
    در بخش گسترده زیر که با گزارشهائي از منابع معتبر بزبانهای فارسی و انگلیسی همراه است ! بیشتر با زندگی پر طلاطم این یهودی فرهیخته اشنا خواهیم شد
    داوید

    ادامه بخش فارسی

    پژوهشگر بزرگ هولوکاست

    ساول فریدلندر را پژوهشگر هنرمند تاریخ نامیده ‌اند. روش او در نگارش تاریخ متفاوت و یگانه است. حضور توأمان دانش و خاطره . آن جا که دانش فزون ‌تر شود، خاطره جان می ‌گیرد . روایت او از تاریخ، تلفیق پژوهش عالمانه با خاطره ‌ی اسطوره ‌ای قربانیان تاریخ است. صداها و خاطره ‌های سوخته و خاکستر شده ‌ی قربانیان هولوکاست و دیگر اردوگاه ‌های مرگ در آثار فرید
    لندر بازتابی پرطنین دارد. تاریخی هم که او روایت می ‌کند، سرشار است از نشانه ‌ها، تصاویر، صداها و خاطره ‌ها. حضور حافظه در متن .
    ساول فریدلندر برنده ‌ی جایزه ‌ی صلح اتحادیه ناشران آلمان، برجسته ترین پژوهشگر هولوکاست است ‌. ، مراسم اهدای این جایزه هر سال در حاشیه ‌ی نمایشگاه کتاب فرانکفورت برگزار می ‌شود. این جایزه قدمتی ۵۷ ساله دارد و یکی از معتبر ترین جوائز فرهنگی المان به شمار میاید
    این جایزه تا کنون به نویسندگان، فیلسوفان، دانشمندان و سیاست ‌مداران نام ‌آوری چون واسلاو هاول، آنه ‌ماری شمیل، ماریو وارگاس یوسا، یاشار کمال، مارتین والسر، یورگن هابرماس، سوزان زونتاگ، اورهان پاموک و... اهدا شده است.

    اعطای این جایزه، اما گاه نیز جدال ‌برانگیز بوده است. تعلق جایزه ‌ی صلح در سال ۱۹۹۵ به آنه ‌ماری شمیل به خاطر رفتار ملایمت ‌جویانه او با بنیادگرایان اسلامی موجب اعتراض بسیار شد. در سال ۱۹۶۸ وقتی لئوپول سنگور، رییس جمهور ستگال جایزه را گرفت تظاهرات خشونت ‌آمیزی در پی داشت. از سال ۱۹۷۴ تا سال ۱۹۸۱ مراسم اهدای جایزه از سوی هواداران و فعالان فراکسیون ارتش سرخ ( ار ا اف ) در آلمان به اغتشاش و خشونت انجامید و آخرین بار در سال ۱۹۹۸ سخنرانی مارتین والسر، داستان کهنه ‌ی رفتار و مواجهه ‌ی آلمانی ‌ها با گذشته ‌شان را چندین ماه در رسانه ‌های آلمان زنده کرد.

    ، ساول فریدلند در ۱۱ اکتبر سال ۱۹۳۲ با نام پاول فریدلندر در پراگ زاده شد. او فرزند یک خانواده ‌ی بافرهنگ و متجدد بود که کیش یهودیت در زندگی ‌شان نقشی نداشت. او خود، خانواده ‌اش را سنخ ‌نمای یهودیانی می ‌داند که در فرهنگ اروپای مرکزی مستحیل شده بودند خانواده ‌اش پیش از آغاز فاجعه و سقوط پراگ توسط نازی ‌ها به پاریس گریختند. در پاریس آن ‌ها نام فرزندشان را از پاول به به پائول تغییر دادند. زمانی که آلمانی ‌ها فرانسه را اشغال کردند، خانواده به منطقه ‌ای اشغال ‌نشده، تحت حکومت ویشی به ریاست مارشال پتن نقل مکان کرد

    در شرایطی که پدر، بیهوده در پی کسب و کاری بود، مادر با کارهای موقت چرخ زندگی ‌شان را به راه انداخت. تهدید و خطر مرگ روز به روز نزدیک ‌تر احساس میشد در میانه سال ۱۹۴۲ حکومت ویشی که همواره با نازی ‌ها سر و سِری داشت، یهودیان غیرفرانسوی را به آلمان پس فرستاد. اوایل ماه اوت، دستگیری و دپورت یهودیان توسط پلیس فرانسه در مناطق اشغال ‌نشده آغاز شد..
    این بار نیز، گریز تنها راه رهایی خانواده بود. پسر ۱۰ ساله ‌شان را به مدرسه شبانه ‌روزی کلیسای کاتولیک در فرانسه سپردند. راهبه ‌ای فرانسوی «مادرخوانده» او شد و پائول فریدلندر دیگر بار نام عوض کرد به پائول هنری فرلند.
    با رضای خانواده غسل تعمید یافت و در انزوای مطلق به ائين کاتولیک پناه اورد . تازه سال ۱۹۴۵ بود که کودک دریافت خانواده ‌اش در آشویتس جانسپرده اند!. خانواده اش اخرین نامه شان را در ۵ اکتبر ۱۹۴۲ به راهبه ‌ی فرانسوی نوشته اند
    «در واپسین فرصت، به نماینده ‌ی یکی از کلیساهای کاتولیک مبلغ شش هزار فرانک، یک دستبند، و به زنی دیگر آلبوم تمبر سپرده ‌ام تا به دست شما برسانند. از فرزند ما خوب مراقبت کنید و سپاس بی کران ما را بپذیرید. مواظب فرزند ما باشید! رحمت خداوند نصیب شما و خانواده ‌تان باشد! الی و جان فریدلندر.»‌
    ساول فریدلندر در کتاب خاطرات خود پرسیده است: آنان از کدامین * خداوند * در اینجا سخن گفته ‌اند
    در سال ۱۹۴۵ زمانی که فریدلندر بعد از رهایی اروپا از شر نازی ‌ها، به سرنوشت خانواده ‌اش پی برد، هویت مسیحی ‌اش در هم ریخت. سه سال بعد به فلسطین رفت تا برای کشور تازه تأ سیس اسراییل بجنگند
    این ‌بار پاول فریدلندر در اسراییل نام شائول را برگزید. نام نخستین پادشاه اسراییل که به گونه ‌ای تراژیک از سوی خداوند طرد شد.
    چند سال بعد، فریدلندر فصلی دیگر در داستان زندگی ‌اش گشود. در تل ‌آویو، پاریس و ژنو تحصیل کرد. رساله ‌ی دکترای خود را با موضوع روابط دیپلماتیک آلمان نازی و ایالات متحده آمریکا نوشت. در سال ۱۹۷۶ پرفسور تاریخ در دانشگاه تل ‌آویو شد و در سال ۱۹۷۸ به دانشگاه کالیفرنیای لس ‌آنجلس رفت، جایی که امروز در آنجا زندگی و تدریس می ‌کند
    او خود را یک یهودی همواره مهاجر می ‌داند. تازگی ‌ها در مصاحبه ‌ای گفته است: «من سال ‌هاست که آمریکایی هستم. من اسراییلی بودم و هنوز هم هستم. اما هم ‌زمان حسرت اروپا و فرانسه را دارم. من در واقع هرگز خود را در وطن احساس نکرده‌ ام. من وطنی ندارم.»
    شاید همین موقعیت و حس بی ‌وطنی است که او را در جایگاه یک مورخ بی ‌نظیر قرار داده است.
    در میانه دهه ۸۰ جدال تاریخی او با رییس انستیتوی تاریخ معاصر مونیخ در آلمان، از موضوعات بسیار چالش انگیز آن روزها بود ‌ . رییس انستیتو بر آن بود که جنایات ناسیونال ‌ - سوسیالیست ‌ها را به گور تاریخ بسپارد و جوانب دیگر جنگ، همچون شتاب مدرانیزاسیون در رژیم نازی را بررسی کند این نگاه در واقع قربانیان رژیم نازی را به تاریک ‌خانه ‌ی تاریخ می ‌فرستاد . فریدلندر به سرسختی در مقابل این تلقی تاریخ ایستاد و منظر پژوهش تاریخی را رو به هولوکاست و آشویتس گشود..
    برای او پذیرفته نبود که پژوهش تاریخی صرفاً به ارقام و آمار تقلیل یابد و حضور حافظه و خاطره ‌ی انسانی از آن پاک شود. اگر قرار است درباره ‌ی هولوکاست نوشته شود، پس قربانیان آن نباید نادیده گرفته شوند .
    از نظر او، باید فاجعه در تمام ابعاد آن نگاشته می ‌شد. قربانیان تنها اشیای زیر چرخ ماشین ‌های مدرن نیستند. آن ‌ها دارای نام ‌اند.
    جدال فریدلندر با انستیتوی تاریخ معاصر مونیخ سبب شد تا خود پژوهشی سترگ در داستان هولوکاست آغاز کند. حاصل این پژوهش کتاب رایش سوم و یهودیان» است. درخشان ‌ترین اثر ساول فریدلندر که بسیاری آن را شاهکار مورخ در بررسی هولوکاست می ‌دانند
    جلد نخست این کتاب ، تاریخ سالهای پیگرد یهودیان ( ۱۹۳۳ ـ ۱۳۳۹ ) را بررسی میکند و جلد دوم کتاب که حاصل ۱۰ سال پژوهش اوست به تاریخ کشتار یهودیان ( ۱۹۳۴ ـ ۱۹۴۵ ) میپردازد . * رایش سوم و یهودیان * مهمترین پژوهش تاریخی در باب رویداد هولوکاست است. ساختار این پژوهش به اعتقاد یکی از منتقدان کتاب، همچون پارچه ‌‌ای است که ‌تک نخ ‌های آن حضوری برجسته و درخشان در متن دارند.
    ساول فریدلندر در مراسم دریافت این جایزه از حس دوگانه ‌ ی خود سخن گفت: «هولوکاست گر چه برای من سوژه پژوهش است؛ اما نه یک سوژه ‌ی انتزاعی. هولوکاست بخشی از خاطره ‌ی من است.»
    او دراین مراسم، خطابه ‌اش را به پدر و مادر خود تقدیم و با قرائت نامه ‌ای از آنان، داستان قربانیان هولوکاست را مرور کرد. و جامعه ‌ی انسانی را به همبستگی برای صلح فرا خواند.
    علــــــــی جمالـــــــــــی
    *****************
    ENGLISH
    در ادامه به بخش انگلیسی مربوط به زندگینامه و دست اوردهای پژوهشی شائول فریدلندر در مورد تراژدی هالوکاست که خود
    نمونه ئی غم انگیز ازپسر بچه ئی ۱۰ ساله در ان زمان است که پدر و مادرش را در کوره های ادم سوزی نازیها از دست داده توجه فرمائيد



    THE LIFE AND THE ACHIEVEMENTS OF SAUL FRIEDLANDER THE JEWISH WINNER ! OFTHE GERMAN BOOK TRADE'S 2007 PEACE PPRIZE ...

    FIRST ARTICLE

    * History as Moral Obligation: An Interview with Saul Friedländer *
    By Jon Wiener
    DISSENT MAGAZINE

    Saul Friedländer was born in Prague and spent his childhood in Nazi-run France. When he was nine years old, his parents hid him in a Catholic monastery. Orphaned after the war, Friedländer lived a peripatetic life. He fought in Israel's War of Independence, studied in Geneva, and eventually became an esteemed historian of the Holocaust at both Tel Aviv University and UCLA. Dissent's Jon Wiener ("The Weatherman Temptation") spoke with Friedländer in Los Angeles about his new book, The Years of Extermination, the second volume of Nazi Germany and the Jews.

    Jon Wiener: You open your book The Years of Extermination by describing a photo—an ordinary graduation photo, showing a Jewish man at his graduation from medical school in Amsterdam in September 1942. What’s the significance of this photo?

    Saul Friedländer: I wanted to write an integrated history of the Holocaust. Usually, the various aspects are taken separately—German policy, the actions of bystanders, and the experience of the victims. I wanted to show them together, almost simultaneously. In that photo you see all those elements at once. This was the last Jewish student at University of Amsterdam. The Germans had forbidden Jews to study there after September 16, 1942. The University of Amsterdam allowed him to get his medical doctorate the weekend before the Monday that the German decree took effect. So we see, in the same scene, not only the German order, and the last Jewish student, but also the Dutch attitude. Then in the background you see a few relatives who will be deported—most probably to their deaths—in the next few weeks and months. 75 per cent of Dutch Jews were deported and never came back. Thus in this one photo you have an integrated history of the holocaust.

    JW: The Nazis worked to rid Germany and Europe of other groups in addition to the Jews, especially gypsies and homosexuals. Was the Nazis’ hostility toward Jews any different from their hostility to these other groups?

    SF: The Nazis didn’t start with mass killing of Jews, they started killing the mentally handicapped. The difference between their attitudes towards Jews and others was this: for Hitler, and for his entourage, and for the true believers in the Party, the Jews were not only the enemy of “the New Germany,” and of Aryan humanity, but they were also an active enemy—their only active enemy in the world, the only enemy bent on destroying Germany. In order to prevent them from accomplishing that, they had to be exterminated.

    JW: But at the beginning of the war, extermination of Jews was not an official German war aim. You show that, when Germany invaded Poland in 1939 and the SS massacred Jews, the German army, the Wehrmacht, court-martialed the perpetrators. The Nazis didn’t set a policy of extermination until the end of 1941. The policy before that was expulsion. The difference between expulsion and extermination of course is the difference between life and death.

    SF: That is correct. The earliest policy, before the war, was expulsion from Germany. That worked for the Nazis to a point, but there were still 200,000 Jews living in Germany when the war started. Then when Poland was occupied and the Germans “inherited” two million Jews, the question became where could they find someplace to expel all those Jews to. They had what they called territorial plans: first the Lublin area of Poland, then, after France was defeated, they considered the island of Madagascar. And finally, after they attacked the Soviet Union, they thought of northern Russia.

    JW: What was the historical context in December 1941 in which the “solution to the Jewish question” shifted from deportation to extermination?

    SF: Hitler had been convinced that the war with the Soviet Union would be over by October or November, 1941. But by that time the Soviet Army was still fighting, and on December 4 it counterattacked in front of Moscow. For the first time in that war, the Wehrmacht was actually retreating. A few days later came Pearl Harbor and the US entry into the war. That meant this war would now become a total war like the war of 1914-18, where Germany was fighting on both fronts. We don’t know exactly when Hitler made his decision, but the best evidence we have about the decision on extermination comes from Himmler’s diary. There on December 17, 1941, you have a meeting with Hitler on the topic of “the Jewish question,” and there you have Hitler’s order, “exterminate as partisans”—not in the sense of the guerilla fighters on Soviet territory—but as supporters of a cause, as the internal enemy. Hitler went on to say this dozens of times: now that there is total war the Jews, the internal enemy, have to be exterminated so that we will never get back to the situation of 1918, when we were stabbed in the back—by the Jews.

    JW: So Hitler turned his full fury on the Jews only after facing the prospect of defeat in Russia and a long war with the US. Beyond these specific events, you show that Hitler’s personal obsession with Jews was absolutely crucial to the history of the Holocaust. But you don’t try to explain it.

    SF: I say there is no point really in trying to figure out what was the basis of Hitler’s obsessive hatred of the Jews. His first political letter of 1919 was on the Jews, and the last line of his political will, written a few moments before he committed suicide, dealt with the Jewish question. Many books have been written on that obsession. To me, it’s all a matter of guessing.

    JW: You do think we need to understand the German people and why they continued to follow Hitler to the bitter end.

    SF: Yes, a great majority of Germans remained faithful to their fuehrer, many of them to the end, and, it has to be admitted, quite a few even after the end. That, for a historian, is a puzzling situation. Stalin was feared by the Russians—admired by only a section of the population. Roosevelt was hated by many people in America. Churchill was hated by many people in England. But in Germany, you find adoration of Hitler—even after Stalingrad, even towards the end when everything was in ruins. The psychology of this I do not understand very well.

    JW: In addition to studying the perpetrators, you say we need to understand the bystanders, outside of Germany. You say “at each step in occupied Europe, the execution of German measures depended on the submissiveness of political authorities, the assistance of local police forces, and the passivity or support of the general population and the elites.” You quote an amazing official statement issued by the highest authority of the Catholic Church in Poland in 1936 declaring “it is forbidden to assault, beat up, main, or slander Jews.” That was three years before the war. Once the war started, how many groups or organizations or leaders stood by the Jews in the face of Nazi demands?

    SF: Not many, to put it very mildly. Not many in the occupied countries, until 1943, when there are declarations here and there of solidarity. We see extreme encounters where the local populations were very anti-Semitic like Poland. But what is striking is that you see that kind of anti-Semitic action also in countries where you wouldn’t expect it so intensely like France. Even Holland. The populations of occupied Europe ultimately remained passive, didn’t take a side in the persecution of the Jews, said very little when the deportations started, and very little more when the rumors about extermination spread throughout the continent. Poland, of course, is an extreme example—partly because the extermination camps were on Polish soil. But you find this “Polish syndrome” all over Europe.

    JW: In your introduction you write that you quote from victims’ diaries because you want to “pierce the smugness of scholarly detachment and ‘objectivity.’” What exactly do you mean?

    SF: I hope my book is objective. But as I said at the outset, I wanted to write an integrated history. That idea demanded the presence of the voices of the victims. The history of the Holocaust as it is usually written deals with the decisions of the Germans and their accomplices. And then there is a whole separate literature on the victims. Business-as-usual history flattens the interpretation of mass extermination. But the voices of the victims—their lack of understanding, their despair, their powerful eloquence or their helpless clumsiness—these can shake our well-protected representation of events. They can stop us in our tracks. They can restore our initial sense of disbelief, before knowledge rushes in to smother it.

    JW: One final question: How were you able to do this book? How were you able to go to work every morning, for many years, and face this story? As a reader I had to stop many times—first of all on page 28, where you describe Nazi humiliation of orthodox Jews in Poland right after the invasion—and several more times in the 600 pages that follow.

    SF: Strangely enough, one gets inured with time. That works, however, only to a point. While some of the most horrifying material elicits no reaction, a very simple letter of the more ordinary kind creates a sudden emotional reaction—i.e., the letter of a young girl writing to her father from Drancy that she is about to be deported, yet tries to assure him that she will be alright. Nonetheless, I considered the completion of these books as a personal and professional obligation that superseded any other considerations.


    Jon Wiener teaches history at the University of California, Irvine. His most recent book is Historians in Trouble.

    SECOND ARTICLE

    * Holocaust historian Saul Friedlander wins Frankfurt fair Peace Prize.*
    CBC/ca News.
    With files from the Associated Press

    Historian Saul Friedlander, who has chronicled the Nazi reign and the Holocaust, has captured the prestigious Peace Prize at the annual Frankfurt Book Fair.

    "Saul Friedlander gave a voice to the grievances and cries of those human beings who were turned to dust — he gave them memory and a name," the German Book Trade Association said in awarding Friedlander its 2007 prize.

    Writer Saul Friedlander, pictured here in March, is a professor at UCLA and well-known expert on the Holocaust and the Nazi regime.
    (Eckehard Schulz/Associated Press)
    Friedlander, a professor at the University of California, Los Angeles, was handed the 25,000 euro ($35,500 Cdn) award on Sunday, the final day of the fair at a ceremony in Frankfurt's St. Paul's Church.

    The writer said he accepted the award, created in 1950, with "utmost pleasure."

    Friedlander was born in Prague in 1932 to German-speaking Jewish parents. He grew up in France and went undercover as a student at a Roman Catholic school in the south of France during the German occupation. His parents were arrested while attempting to flee to Switzerland and died in a concentration camp at Auschwitz.

    Critics have hailed his comprehensive writings on Nazi Germany. Friedlander's best-known work is perhaps his two-volume collection Nazi Germany and the Jews.

    Continue Article

    "Friedlander rejects the distanced approach often associated with the writing of history: he creates a space for incomprehensibility — the only possible reaction to such an unfathomable crime," said the association.

    Friedlander first made a mark during the 1960s with biographies of Pope Pius XII and Kurt Gerstein, a German SS officer who contacted members of the Catholic Church about Nazi extermination camps. In 1945, Gerstein wrote a report about it and soon after committed suicide.

    Other Friedlander books include History, Memory and the Extermination of the Jews (1993), Reflections of Nazism (1984) and an autobiography, When Memory Comes, in 1979.
    Previous winners of the award included Mexican writer and poet Octavio Paz, Peruvian novelist Mario Vargas Llosa, American essayist and activist Susan Sontag, Turkish author and Nobel laureate Orhan Pamuk, and former Czech President Vaclav Havel.
    **********************

    THIRD ARTICLE :

    * Saul Friedlander wins German Book Trade's 2007 peace prize *
    THE Jerusalem Post

    Israeli historian Saul Friedlander on Sunday was awarded the top prize at the annual Frankfurt Book Fair in recognition of his narratives documenting the Nazi Holocaust.

    "Saul Friedlander gave a voice to the grievances and cries of those human beings who were turned to dust - he gave them memory and a name," the German Book Trade association said in awarding Friedlander its 2007 peace prize.

    "The acknowledgment of human dignity forms the basis for peace among mankind, and Saul Friedlander returned to the murdered millions the dignity of which they had been robbed," it said.

    Friedlander, a professor at the University of California, Los Angeles, was given the €25,000 peace prize on the final day of the annual book fair in an award ceremony at Frankfurt's St. Paul's Church.

    Among Friedlander's best-known work is his two-volume collection "The Third Reich and the Jews."

    The association said Friedlander was chosen for his firsthand approach to Holocaust history.

    "Friedlander is one of the last historiographers to have witnessed and experienced the Holocaust - a genocide that was announced early on, planned openly and carried out with machinelike precision," the association said. "Friedlander rejects the distanced approach often associated with the writing of history: He creates a space for incomprehensibility - the only possible reaction to such an unfathomable crime."

    Previous winners of the award include German sociologist Wolf Lepenies in 2006, outspoken Turkish author and Nobel laureate Orhan Pamuk, and former Czech President Vaclav Havel.

    The prize was first awarded in 1950.
    **************************************

    FOURTH ARTICLE :

    * Saul Friedlander Wins Frankfurt Book Fair Peace Prize. No. 10.14.2007. 414.
    Librarian

    With The Years of Extermination, Saul Friedländer completes his major historical work on Nazi Germany and the Jews. The book describes and interprets the persecution and murder of the Jews throughout occupied Europe. The enactment of German extermination policies and measures depended on the cooperation of local authorities, the assistance of police forces, and the passivity of the populations, primarily of their political and spiritual elites. This implementation depended as well on the victims’ readiness to submit to orders, often with the hope of attenuating them or of surviving long enough to escape the German vise.

    *****************************

    MORE INFO ? :
    Saul Friedländer - Wikipedia, the free encyclopedia.
    Daveed.

    این فاخته که خوانده ایش به زیور حجاب ! خود او نهیده ایش به دل دار بی حجاب ؟!؟!.

    بـــــر گرفتــــــه ازاعتمــــــاد
    پنجشنبه ۲۶ مهر ماه ۱۳۸۶
    تنظیــــــم و تیتــــــــر : داوید

    گزارش اعدام زنی دیگر در ایران

    قضات دايره اجراي احکام دادسراي امور جنايي تهران روز گذشته چهار ساعت زودتر از هميشه کار روزانه خود را آغاز کردند و طبق روال چهارشنبه هاي پايان هر ماه پيش از حضور در دفتر کار خود در خيابان ۱۲ فروردین به زندان اوين رفتند تا طبق فهرستي که در اختيار داشتند تشريفات قانوني اعدام ۱۰ زن و مرد را برگزار کنند.
    به گزارش خبرنگار ما زني به نام فاخته و ۹ مرد به نام هاي مرتضي، حميد، محمدرضا، بابک، صديق، کيان، بهزاد، حسين و منصور ۱۰ نفري بودند که سحرگاه ديروز در صف مرگ ايستادند و آخرين وصيت خود را مطرح کردند. از اين تعداد فقط يکي از آنها توانست با جلب رضايت اولياي دم به بند قاتلان بازگردد و با اميد بيشتري سال هاي زندان را پشت سر بگذارد.

    اعدام فاخته
    فاخته - تنها زن اعدامي ديروز- از دي ماه سال ۸۰ در زندان به سر مي برد. شمارش معکوس زندگي اين زن که از شش سال پيش تاکنون زير تيغ قرار داشت،درست از روزهايي آغاز شد که اخبار اميدوارکننده يي براي نجات اين زن از چوبه دار و مرگ منتشر شده بود.
    فاخته در ۳۲ سالگی بالای چوبه دار رفت . روز۱۱ دی ماه سال ۸۰ دکتر محمد پدرام را که ۸۱ سال داشت به قتل رساند . اين زن يک روز پس از کشتن مرد مسن دستگير شد و در اعترافاتش گفت؛ يک سال قبل از حادثه از شوهرم جدا شدم و از شمال به تهران آمدم و با مقتول آشنا شدم. من چند بار به مطب او رفته بودم و دکتر که از شرايط زندگي من مطلع بود از من خواست به عقد موقت وي درآيم. دو ماه با دکتر پدرام زندگي کردم و پس از آن در پي آشنايي با پسري جوان تصميم گرفتم با او ازدواج کنم اما دکتر از اين موضوع عصباني شد و تهديد کرد که داستان زندگي ام را براي مهدي پسر مورد علاقه ام فاش مي کند. شب حادثه من که از جر و بحث با دکتر عصبي بودم او را هنگامي که براي خوابيدن به اتاقش رفت با ضربه ميله آهني کشتم . فاخته پس از محاکمه در شعبه۱۱۵۷دادگاه جنايي تهران به رياست قاضي اسماعيلي به قصاص محکوم شد و اين حکم بعد از تاييد در ديوان عالي کشور به امضاي رئيس قوه قضائيه رسيد . فاخته در طول ۶ سال گذشته در انتظار اجرای مرگ به سر میبرد اما روز ۲۷ تيرماه هنگامي که مسوولان اجراي احکام دادسراي جنايي تهران به بند زنان زندان اوين رفتند و با فاخته ملاقات کردند به وي اميد دادند که براي اخذ رضايت اولياي دم با آنان وارد مذاکره مي شوند. از آن پس دايره صلح و سازش تلاش خود را براي نجات اين زن به کار گرفت، اما بعدازظهر سه شنبه زماني که مسوولان بند نسوان زن ۳۲ ساله را به سلول انفرادي منتقل کردند، وي اطمينان يافت که تمامي تلاش ها بي ثمر مانده و بازگشت به زندگي براي او فقط يک سراب بوده است.

    فیلمی را که قسمتهائی از ان در رابطه با مقاله بالا مناسب است و ان را در زیر مشاهده خواهید کرد ، تنها نمایش چند صحنه از پایان یک مراسم اعدام نیست ! که شوربختانه در ایران با اجرای قوانین من در اوردی و زور چپانی انان به مردم بدبخت ! هر لحظه است که ادمها را به نحوی اعدام میکنند !! به ان حد که دیگر خودشان هم قادر به شنیدن صدای شیونهائی که برای خود میکشند نیستند ! چرا که شیون مرگ بیکس و بی چاره را کسی هرگز نشنیده ! و ایا روزی خواهد شنید ؟!؟!
    داوید

    Sunday, October 21, 2007

    Watch, Judge & comment !! ببیـنید ، قضاوت کـنید و نظـر بدهید

    ویدیو کلیپ زیر را که ملاقات برخی از یهودیان مخالف با سیاستهای دیگر یهودیان در مورد برپائي کشور اسرائيل بنام »»‌نتوره ی کارتا = محافظین حصارها «« را با رئيس جمهور تند رو ایران اقای محمود احمدینژاد را که در تائید سیاستهای خارجی دولت او در محو کشور اسرائيل نشان میدهد و اقای * پرویز حکیمی * انرا برای انعکاس در سایت فرستاده را ببینید و بی انکه تحت هیچگونه تاثیری ( مخالف و یا موافق) قرار بگیرید خود قضاوت کنید که ایا این کار ایندسته از یهودیان که از جانب اکثریت قریب به اتفاق دیگرهمکیشان انان ( مذهبی و یا غیر مذهبی ) مورد تنفر و عاملی برای ایجاد نفاق بین جامعه کوچکشان تلقی میشود صحیح است ؟! و یا عقیده دیگرانی که با احساسی ارامتر به این مساله نگاه میکنند و ان را نشانه ازدی بیان و عقیده که پایه های ان بر اساس ایده و فکر خداوند و موسی در * رهائی * یهودیان از یوغ بردگی مصر ( جسمی و روحی ) بنا نهاده شده میدانند ! که در ان حق پرسش و انتقاد را به انان و به هر انسان ازاده ئي میدهد که بی واهمه از هیچ قدرتی اعتراضات خود را بیان کند ! مانند اینکه به انان در مورد * داشتن و نگهداری و نگهبانی کشور اسرائيل بعنوان امری که از جانب خداوند صادر گردیده و توسط پیامبر ازاده واندیشمندش موسی = مشه در تورات = توراه به ان اشاره گردیده و در ان انان را موظف به اجرای این قانون خطیر میسازد ولی با این وجود تا به این حد نیز به انان قدرت بیان انتقاد را میدهد که در این مورد مهم با یکدیگر موافق نباشند و ان را به بحث بگذارند ! که تا چه اندازه بر خلاف خیلی از سیستمهای حکومتی موجود است که زبان هر منتقدی را از ته میبرند بویژه انکه اگر او دهان به انتقاد از سیستم و یا رهبر ان گشوده باشد که معمولا یا خود ناپدید میشود و یا ناپدیدش میسازند و یا انقدر او را در زندان و یا حبس خانگی نگه میدارند تا پوسیده شود همانند سرنوشت تلخی که رقم زدند برای حضرت ایت الله منتظری که هم از مقام نیابت امام خمینی در زمان خود برخوردار بود و هم بر طبق تمام موازین نیز میبایست که جانشین او گردد اما از جانب انانیکه هیچ انتقادی هرچه هم که کوچک و از طرف هر که حتی یکی از خودی ترین خودیهایشان نیز که باشد را برنمی تابند! به چنین روزگار خفت باری انداخته شد
    کامنتهایتان را با هرکدام از این نظرات که موافقید برای ما بفرستید
    داوید

    فیلم ملاقات نمایندگان یهودیان وابسته به فرقه »» نتوره ی کارتــا «« با رئیس جمهور احمدی نژد
    President Ahmadinejad Meets Neturei Karta Rabbis - 9/24/2007