Weekly Report From Sat. October. 10th. .. 2015

تنـــــه   نـــــزن           טאנה  נאזאן     Tanehnazan












Editor David Fakheri
سردبیر داوید فاخری
עורך דוד פאחרי


    For the important News of the world
    ( in English, Farsi and Hebrew )
    Please visit us every day
    at Facebook under the
    editor's name
    ( David Fakheri داوید فاخری )






    חברים יקרים


    בשל בעיות טכניות וחוסר


    צוות נאות, האתר יהיה

    סגור עד להודעה חדשה



    دوستان عزیز


    به علت نقص فنی و همچنین


    کمبود کادر لازم،


    سایت تا ا اطلاع ثانوی


    تعطیل خواهد بود



    Dear Friends


    Due to technical problems


    and lack of adequate


    staff, The SITE will be


    closed until further notice









    Saturday, July 31, 2010





    Welcome to the newest issue of

    Weekly
    July . 31 . 2010



    Editor, Daveed Fakheri   
    سردبیر داوید فاخری
    گل سرسبد خبرهای هفته! 
    وعده تازه احمدی نژاد:
    تنه نزن / توضیح عکس بالا!
    اونجای بابای ادم دروغگو!
    اخه نالوطی « امام زمون » که دیدنی نیست!
     اگه اون دیدنی بود که حالا غایب نبود و حی و 
    حاضر اینجا وایساده بود « تیغیت » کرده بود!
    تو که دست امام ( ره ) و امام ( ناره ) و هر چی
     اخوند و ملای رمل و اسطرلاب اندازه از 
    شارلاتانی و تقلب و شامورتی بازی از پشت بستی!
    همینت مونده که « ایت الله » هم بشی؟!
     مثلأ داری تمرین میکنی؟!
    خب بکن از این بدتر که نمیشی!.
    {بی انصاف همین یه لقمه نون و بوقلمون و یه قواره « صیغه » حرومی رو هم که  با هزار کلک و پشت هم اندازی و دامبال و دامبول در اوردن واسه زن و بچه هامون به خونه میبریم رو هم نمیتونه به ما ببینه !. 
    اخ که شیطونه میگه بلند شم و همچین بزنم تو .......... اما نه حالا وختش نیست ، بذار شاه برگرده اونوقت .... }










    עורך דויד פאחרי

    Sunday, July 25, 2010

    در ازادی زنان
    unknown.jpg
    اگر به خانه‌ی من آمدی
    برایم مداد بیاور مداد سیاه
    می‌خواهم روی چهره‌ام خط بکشم
    تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم
    یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم!
    یک مداد پاک کن بده برای محو لب‌ها
    نمی‌خواهم کسی به هوای سرخیشان، سیاهم کند!
    یک بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه درآورم
    شخم بزنم وجودم را ... بدون این‌ها راحت‌تر به بهشت می‌روم گویا!
    یک تیغ بده، موهایم را از ته بتراشم، سرم هوایی بخورد
    و بی‌واسطه روسری کمی بیاندیشم!
    نخ و سوزن هم بده، برای زبانم
    می‌خواهم ... بدوزمش به سق
    ... اینگونه فریادم بی صداتر است!
    قیچی یادت نرود،
    می‌خواهم هر روز اندیشه‌ هایم را سانسور کنم!
    پودر رختشویی هم لازم دارم
    برای شستشوی مغزی!
    مغزم را که شستم، پهن کنم روی بند
    تا آرمان‌هایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت.
    می‌دانی که؟ باید واقع‌بین بود !
    صداخفه ‌کن هم اگر گیر آوردی بگیر!
    می‌خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب،
    برچسب فاحشه می‌زنندم
    بغضم را در گلو خفه کنم!
    یک کپی از هویتم را هم می‌خواهم
    برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد،
    فحش و تحقیر تقدیمم می‌کنند،
    به یاد بیاورم که کیستم!
    ترا به خدا ... اگر جایی دیدی حقی می‌فروختند
    برایم بخر ... تا در غذا بریزم
    ترجیح می‌دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم !
    سر آخر اگر پولی برایت ماند
    برایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند،
    بیاویزم به گردنم ... و رویش با حروف درشت بنویسم:
    من یک انسانم
    من هنوز یک انسانم
    من هر روز یک انسانم!